شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۲..۲. جولانگه تو ز آن سوی الاست، گر کنی. هزده هزار عالم از این سوی لا رها
قصیدهٔ۲
۲. جولانگه تو ز آن سوی الّاست، گر کنی
هزده هزار عالم از این سوی لا رها
🍃🍂🍃🍂
جولانگه: عرصه و میدان
الّا: رمز رسیدن به خداوند، سالک با گذشتن از لا یا فنای صوفیانه میتواند به الّا دست یابد که نشانهٔ بقاست. او با فنای از خویش به بقای در خداوند میرسد و دل را از شرک خفی پاک میکند.
آن سوی الّا: فراسوی الا که حرف استثناست، مقصود الله است که پس از الا آمده و مستثناست.
هزده هزار عالم: کنایه کل عالم و سراسر جهان، در ترجمهٔ تفسیر طبری آمده است که: گروهی از علما گفتهاند که عالمها هجده هزار است و از این جمله، چهر هزار و پانصد عالم به جانب مشرق و چهار هزار و پانصد عالم به حد مغرب، چهار هزار و پانصد عالم به حد شمال و چهار هزار و پانصد عالم به حد جنوب است... و خلق هفت آسمان و هفت زمین هم از شمار این عالمهاست.
صاحب غیاث اللغات مینویسد که صاحب بصائر آورده است که: در هر ربعی از عالم از شرقی و غربی و جنوبی و شمالی، چهار هزار و پانصد عالم است که مجموع آن هژده هزار باشد.
دربارهٔ هجده هزار عالم و روایات و احادیث و اصطلاحات عرفا و لغتنویسان رجوع کنید به مقالهٔ محمد پروین گنابادی در یادنامهٔ علامه امینی ص۲۱-۳۲. (فرهنگ خاقانی)
این سوی لا: تمام کائنات و عوالم آفرینش و به تعبیر دیگر، ما سوی الله که در تعبیر خاقانی هژده هزار عالم است.
@khaghanieshervani