شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۲..۱. ای پنج نوبه کوفته در دار ملک لا. لا در چهار بالش وحدت کشد تو را
قصیدهٔ۲
۱. ای پنج نوبه کوفته در دارِ مُلکِ لا
لا در چهار بالش وحدت کشد تو را
🍃🍂🍃🍂
وزن: مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نوبت کوفتن: نوبت زدن، نقاره زدن.
پنج نوبت کوفتن: از قرن پنجم به بعد جزو امتیازات سلاطین بوده و برای رجال مهم و کسانی که ملک و حاکم یک ناحیه بودند، سه نوبت میزدند. بر در سرای پادشاهان هنگام پنج وقت نماز، کوس و نقاره میزدند و این نشانهٔ اعلام سلطنت و پادشاهی بوده است. در عصر اسلامی «پنج نوبت» به اوقات نماز اختصاص یافته است. این رسم پیش از سلطان سنجر هم بوده است. اینکه صاحب آنندراج نوشته: پیش از سلطان سنجر سه نوبت میزدند و از زمان سنجر پنج نوبت شده، بنابر شواهد تاریخی درست نیست. (فرهنگ خاقانی)
لا: کلمه «لا» از حروف نفی است، در اصطلاح عارفان رمز فنا و نیستی است و عارف زمانی از خویشتن و تعلقات نفسانی میرهد تا به خدا بپیوندد، به لا رسیده است.
دار ملک: مرکز فرمانروایی، پایتخت.
دار ملک لا: اضافهٔ تشبیهی، پادشاهی لا اله الا الله که شعار توحید و نفی شرک است.
چهار بالش: تکیهگاه شاهان و فرمانروایان، مسند و تخت شاهان که در آن چهار بالش و به هنگام نشستن در پشت سر و زیر پا و جانب راست و چپ میگذاشتند و بر آنها تکیه میدادند.
چهار بالش وحدت: اضافهٔ تشبیهی، مسند و تکیهگاه وحدت و یگانگی خداوند، بدیهی است که نفی شرک و اعتقاد به خدای احد واحد، انسان را به چنان پایگاهی میرساند.
به این نکته که عبارت لا اله الا الله از چهار جزء تشکیل شده است.
@khaghanieshervani