قصیدهٔ۸..۵۴. به قسطنطین برند از نوک کلکم. حنوط و غالیه موتی و احیا

قصیدهٔ۸

۵۴. به قسطنطین برند از نوک کلکم
حنوط و غالیه موتی و احیا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
قسطنطین: مراد قسطنطنیه است، شهر بیزانس را قسطنطین اول، امپراطور روم، تجدید بنا کرد که امروزه استانبول نامیده می‌شود. (نک: همین قصیده؛ بیت۴۴)
حنوط: چند ماده خوشبو که پس از غسل دادن میت بر هفت اندام سجدهٔ او می‌زنند.
غالیه: بوی خوشی است مرکب از مشک و عنبر و جز آن و سیاه رنگ که موی را بدان خضاب کنند.
موتی: جمع میّت، مردگان.
احیا، جمع حیّ، زندگان.
«حنوط» و «غالیه» استعارهٔ مصرّحه از اشعار معطر و دلنشین شاعر است و نیز در مصراع دوم صنعت لف و نشر مرتب است.

معنی: در شهر قسطنطنیه از نوک قلم من زندگان غالیه و‌ مردگان حنوط می‌برند؛ یعنی اشعار من موجب خوشی دماغ زندگان و سبب آرامش ارواح مردگان می‌شود.

@khaghanieshervani