شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۳..۵۹. از آن شراب که نامش مفرح کرم است. به رحمت، این جگر گرم را بساز دوا!
قصیدهٔ۳
۵۹. از آن شراب که نامش مفرّح کرم است
به رحمت، این جگر گرم را بساز دوا!
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
مفرّح: خاقانی مفرّح را به معنی داروی نشاطآور و روحپرور و تقویتکننده بسیار به کار برده است و مفرّحی که زر یا یاقوت داشته باشد، برای دفع سودا سودمندتر میداند:
برای رنج دل و عیش بدگوارم ساخت
جُوارشی ز تحیّت، مفرّحی ز ثنا
معانیش همه یاقوت بود و زر، یعنی
مفرّح از زر و یاقوت بِه بَرَد سودا
مفرّح کرم: اضافهٔ تشبیهی، دارو و معجون بخشش و بزرگواری.
جگر گرم: جگر تافته و سوخته.
@khaghanieshervani