شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۱..۷. آتشین داری زبان، زآن، دلسیاهی چون چراغ. گرد خود گردی، از آن، تردامنی چون آسیا
قصیدهٔ۱
۷. آتشین داری زبان، زآن، دلسیاهی چون چراغ
گرد خود گردی، از آن، تردامنی چون آسیا
🍃🍃🍂🍂
زبان آتشین داشتن: کنایه از دم گیرا و گرم داشتن و فصیح و بلیغ بودن؛ ولی در اینجا کنایه از زبان تند و تیز و گزنده داشتن است.
چون چراغ زبان آتشین و دلِ سیاه داشتن: اشاره دارد به شعله و فتیلهٔ چراغ و درون تیرهٔ آن که محل روغنِ چراغ است.
گِرد خود گشتن: کنایه از خودبین و خودخواه بودن و گرد منافع خود گشتن.
تردامن: کنایه از آلوده و بدکار
تردامنی آسیا: اشاره است به آسیابهای آبی که گردش آب در دامن آسیاب موجب چرخش آن میشود.
آب هر عشوه که در جیب شما ریزد چرخ
آسیاوار هم از دامن تر بازدهید
(دیوان، ۱۶۳)
معنی: تندزبان و لافزنی؛ به همین خاطر چون چراغ سیاهدل و خودبینی و مانند آسیاب، تردامنی. (شاعر مخاطب خود را به چراغ مانند کرده است، و زبان تند و آتشین را سبب دلسیاهی و گرد خود گشتن را علت تردامنی میداند.)
@khaghanieshervani