من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii
قدیسی، بی آنکه بداند چگونه،. به دروازههای بهشت رسید و کوبه مفرغی را کوبید. پطروس مقدس به در آمد
قدیسی،بی آنکه بداند چگونه،
به دروازه های بهشت رسید و کوبه مفرغی را کوبید
پطروس مقدس به در آمد
<<اگر این در را نگشایید گل داوودی تان را بر می کنم>>
پطرس با صدایی چون تندر پاسخش داد
از نظرم دور شو جغد شوم
مسیح را با تحفه و پول نمی توان خرید
و تو با دست ملاحان ،دستت به دامنش نخواهد رسید
اینجا به کبکبه اسکلت تو نیازی نیست
تا رقص خدا و پیروانش را رونق بخشد
تو میان آدمیان زیسته ای
و شمایل های دروغین و صلیب قبرستان فروخته ای
آنجا که دیگران به خشکه سبوسی سق می زدند
شکمت را از گوشت و تخم مرغ می انباشتی
دیو شهوت در جسمت پرورده شده
خفاش جهنمی!از شولای چتر گونت خون می چکد.
پس آنگاه دری بسته شد
پرتوی از نور ،آسمان را روشن کرد
راهروها لرزیدند
و روح بی حرمت راهب،به قهقرا،در هاویه دوزخ درغلتید
@kharmagaas
نیکانور پارا