فلسفه خواست همسان خدا شدن است. فلسفه رنجی است که شادی روان را در پی خواهد داشت

فلسفه خواستِ همسانِ خدا شدن است. فلسفه رنجی است که شادیِ روان را در پِی خواهد داشت. فلسفه بازگرداندنِ تن به آنی که به راستی است می باشد که همانا لاشه و بی جان و بی چم است.
فلسفه آرزو و خواست و کوشش روان است از برای بازگشت به جایگاه مینوی خویش.
روان به یاریِ فلسفه که پیشکشِ اِروس بود از تن و خاک رهید.
آنگاه که روان به جایگاه خود بازگشت، دیگر نه دیوانه است و نه گرفتارِ اِروس. او دیگر نه فیلسوف است و نه نیازمندِ فلسفه.
تا آنکه در این دورِ نوین چه پیش آید. آیا او خواهد توانست از فراموشی و تباهی و پلیدی دور بمانَد یا دوباره همه چیز از سرگرفته خواهد شد؟
گویی این فراموشی و تباهی و نیز فرود و فراز جاودانه است و نیازِ به اِروس و گرفتاری و دیوانگی فلسفی نیز به همچنین.
این است دریافتِ دینیِ فلسفه نزدِ افلاتون.

[کانون سخن برپایۀ « فایدروس، ۲۵۷ب - ۲۳۷ب » استوار است].

خسرو یزدانی
۴ آوریل ۲۰۱۰ فرانسه
کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@Khosrowchannel