https://t.me/joinchat/AAAAAENEy7OlJWZFgWOtiA
فلسفه با دهشت آغاز میشود و نیز با شگفتی!.. فلسفه گشت و گذاری است بیم آور
فلسفه با دهشت آغاز می شود و نیز با شگفتی!
فلسفه گشت و گذاری است بیم آور
در آسمانِ پُر ز ابرهای تیره ای
که خورشیدش پیدا نیست.
فلسفه همانا عارفانه زیستنِ
رازِ ناگشوده ی خدایان است.
فلسفه دلیریِ زیستنِ دلهره ی
ناگشودگیِ راز است.
فلسفه، رنج و شکنجِ این خوشبختی است.
فیلسوف، شوربخت ترین خوشبختِ روزگاران است.
دیگران می نگرند ولی تنها فیلسوف است که می بیند.
فیلسوف خویشکاری اش دیدن است.
او می بیند ولی نمی تواند آنچه می بیند را نشان دهد.
او آنگاه که می بیند، با دیده ی خدایی می بیند و
آنگاه که می گوید،
با« واژگانی که می بینند » می گوید.
و واژگانِ بینا را تنها مینویان درمی یابند
و نه همه کسان.
و این نیز خود بر رنجِ فیلسوف می افزاید.
فیلسوف، پیامبرِ بی پیرو است.
پیام فیلسوف توانِ آن ندارد که خود را آسان نماید
و دریافتنی از برای همه ی کسان سازد.
آنچه را دشوار است و به گونه ای سهماگین سخت،
نمی توان آسانش پنداشت و آسانش نمایاند.
فلسفه، زیباترین و دردناک ترین
راهِ زیستنِ جهانی است سپند و رازآلود.
فلسفه با دهشت آغاز می شود و نیز با شگفتی!
خسرو یزدانی
۲۳ سپتامبر ۲۰۱۸
کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel