https://t.me/joinchat/AAAAAENEy7OlJWZFgWOtiA
او میآید!. باید از خود پرسید کیانند اینان که بر اورنگ فرمانند؟
او می آید!
باید از خود پرسید کیانند اینان که بر اورنگِ فرمانند؟
اینان را چه کسان فرستادند تا ویران کنند آنی را که دودمان پهلوی ساخته بود و می ساخت؟
اکنون باز مردی چون آغازگرِ آن دودمان را نیاز است که از میانِ زیناوندان برخیزد و جانی دوباره به ایرانیان بدمد. مردی که مردانی دلیر گردآوَرَد و نگذارد که فریبِ "می آیم تا برهانمتِ" ویرانگرانِ باختر بر روان مردمان چیره آید.
مردان بزرگ از میان اندکان برمی خیزند و نه از آغوشِ توده های جان به لب آمده. این جنبش ها و شورش ها نیستند که مردانِ بزرگ را می زایند، بوارونه این مردانِ بزرگ اند که در جان به لب آمدگان، جانی دوباره می دمند. این بینش را باید پراکند. این امید را باید در دل ها افکند.
هماره و همه جا و در همه روزگاران، این امیدِ بزرگ است که مردم را به شور آورده و زین پس نیز چنین خواهد بود.
بزرگ مردان رنگِ زمانه بر خود ندارند، آنان رنگِ خود بر زمانه می زنند.
از خود فریبی و خودستایی دست شوییم. این توده ها نیستند که رهاننده اند. از سرشتی دیگرند مردانی که می رهانند.
این امید را باید داشت و باید به آن باور داشت. این امید را باید در دل ها رخنه داد. آری! این امید را که مردانی، که زنانی، می آیند.
از خود این چرک اندیشی برانیم که: توده ها برمی خیزند و خود خویش را می رهانند.
بگریزیم از این خود فریبی ها و خود بزرگ بینی ها.
بگریزیم از توده پرستی و خود پرستی و باور آریم به آنان که خودگزین نیستند. باور آریم به آنان که خویشکاری شان رهانندگی است.
بیرون از رسمِ روزگارِ خفته در هنجارها، می دانم که چه سخت و دشوار است گفتنِ سخنم.
می دانم چشم به راهِ چه انگ ها خوردن، باید که نشینم.
ولی چه باک!
مهر به میهن داشتن و پایا ماندنش را خواستن، به برتافتنِ هر ناسزای نازیبنده ای می ارزد.
با مهر به ایرانِ پایا
خسرو یزدانی دوم ژوئن ۲۰۱۸ فرانسه
کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel