https://t.me/joinchat/AAAAAENEy7OlJWZFgWOtiA
«آیا؟». فلسفهش، همانا پرتاب شدن بر شنهای روان است
« آیا؟»
فلسفهش، همانا پرتاب شدن بر شنهای روان است.
تنها بر شنهای روان است که تهی بودنِ بینشِ خودباوری و خودکانونی رخ مینماید.
تنها در دلِ فلسفهشِ راستین است که درمییابیم با چه هماورد سهماگینی روباروییم، هماوردی با نام و نشانِ چراییِ رنج و شکنج و مرگ.
بیگمان فلسفهش از آنِ هرکسی نیست، سرنوشتِ رقم خوردهی برخی از آدمیان است؛ داغی است خورده بر گُردهی اندیشهی اندکانی از غمخواران و شوریدهدلان.
ژرفای فلسفهش همانا اندیشناکی و دلهره و اندوه است چراکه پاسخِ پرسشهای او نزد خدایان است تنها.
فلسفهش، ژرف دلهرهای است نهفته در« آیا؟ »
پاسخی خواهند داد مرا خدایان آیا؟
از سوی خدایان خواهم بود زیبندهی پاسخی آیا؟
آری! میتوان تنها از خدایان پرسید که:
چرا آدمیان میپرسند؟
و
چرا آدمیان میمیرند؟
خسرو یزدانی ۴ ژوئن ۲۰۱۸ فرانسه
کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel