https://t.me/joinchat/AAAAAENEy7OlJWZFgWOtiA
«آیا نژاد شقیقه خاکستری پای به جهان نهاده است؟»
« آیا نژادِ شقیقه خاکستری پای به جهان نهاده است؟ »
با اندک آشنایی از دین و آیین یونانی، میدانیم که نزدِ هزیود در «کارها و روزها»(۲۰۱-۱۷۴)، از پنج نژاد سخن به میان میآید:
نژادِ زر، نژادِ سیم، نژاد برنز، و نژادِ روزگارِ خودِ هزیود که نژادِ آهن است.
هزیود بیاندازه ناخشنود از روزگارِ خویش، آرزویش این بود که کاش یا در روزگارانِ پیشین میزیست و یا در روزگاری چشم به جهان میگشود که در آن، نژادِ پنجم پای به هستی ننهد. هزیود میکوشید تا دیگران نیز چون او دریابند که اگر نژادِ آهن بهخود نیاید و نجنبد و راهِ درست در پیش نگیرد، نژادِ دیگری چشم به جهان خواهد گشود.
این نژاد با شقیقههای خاکستری زاده خواهد شد. در روزگارِ این نژاد، هیچ چیزی سرِ جای خود بند نخواهد شد. در روزگارِ این نژاد، نه کسی دوستِ کسی خواهد شد، نه برادر برادر را دوست خواهد داشت. هیچکس پدر و مادرش را گرامی نخواهد داشت. همه به خدایان دشنام خواهند داد و هیچکس از خدایان ترسی به دل راه نخواهد داد و آنان را ستایش و نیایش نخواهد کرد. هرکس با تکیه بر زور شهرِ دیگری را ویران خواهد کرد. نه دادگری ارجی خواهد داشت و نه سوگندی. در این دوران، بیدادگران ستوده خواهند شد و آدم متجاوز و خشن ارجِ فراوان خواهد یافت. در روزگارِ نژادِ شقیقه خاکستری، این زور خواهد بود که قانون خواهد نهاد. جوانمردی و آبرومندی ناپدید خواهند شد. سوگندهای دروغ، خود را
خواهند گسترد و شرم و نکوهش، زمین را واخواهند نهاد و از آدمیان دور خواهند شد...
و دیگر برای آدمیانِ این نژاد، نه درمانی یافت خواهد شد و نه
رستگاری در کار خواهد بود.
و زئوس این نژاد را برای همیشه از میان برخواهد داشت.
خسرو یزدانی ۲۱ ماهِ ژوئن ۲۰۱۸ فرانسه
کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel