کد شامد 1-1-717929-61-4-1 احراز هویت کانال در سامانه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی http://t.me/itdmcbot?start=linguiran https://eitaa.com/linguiran https://sapp.ir/linguiran @linguirani ارتباط
✅ لیکاف و کارهای او (۱)
✅ لیکاف و کارهای او (1)
مانند بسیاری دیگر از زبانشناسان نسل کنونی، لیکاف نیز پژوهشهای آغازین خود را در راستای اندیشههای تحولخواهانۀ نوام چامسکی انجام داد. اما در دهۀ 1970 میان طرفداران نظریۀ معیار چامسکی از دستور زایاگشتاری و کسانی که رویکرد گشتارگرای بنیادینتری (که معناشناسی زایشی نامیده میشد) را دنبال میکردند، شکاف افتاد. جزییات بیشتر این ستیز تلخ و تیز را میتوان در کتاب رَندی هریس (1993) با نام «نبردهای زبانشناسی» مشاهده کرد.
سرچشمۀ این اختلاف را میتوان با تقابل میان یک جملۀ معلوم، همتای مجهول و نام سازی آن، به سادگی تشریح کرد:
The enemy destroyed the city.
The city was destroyed by the enemy.
The enemy’s destruction of the city.
این سه عبارت دارای یک زیرلایۀ مفهومی مشترک هستند که معناشناسان زایشی میکوشیدند آن را با یک ساخت زیرین مشترک برای هر سه نشان دهند. در نگاه نخست، این دیدگاه منطقی به نظر میرسد. اما با دقت بیشتر میبینیم که چالشهایی را در پی دارد.
نخست، آیا میتوان گفت عبارتهای (تقریباً) هم معنا، هرچند واژهپردازی بسیار متفاوتی داشته باشند، همیشه ساختار معنایی یکسانی دارند؟ (معناشناسان زایشی پاسخ این پرسش را مثبت میدانند)
دوم، این محتوای معنایی مشترک چگونه بازنمایی میشود؟ عناصر آن کدامند و ساختاربندی آن چگونه است؟ (راهکار ارجح به کارگیری صورت سازیهای منطق گزارهای بود)
سوم، چگونه می توان از بازنمود معنایی زیرین به صورت رویین یک عبارت رسید؟ با داشتن ساختار معنایی زیرین و با توجه به اینکه عبارتهای (تقریباً) هم معنا میتوانند از نظر صوری بسیار ناهمگون باشند، نیاز بود تا گشتارهایی در نظر گرفته شود که توانایی زدودن، افزودن، تغییر و بازچینی عنصرها را داشته باشند. این عملگرها عمدتاً تککاره و مورد ویژه بوده و محدویتهای بسیار کمی بر کاربرد آنها حاکم بود.
چامسکی در مقالۀ 1970 خود، «ملاحظاتی دربارۀ نامسازی»، به این مسائل پرداخته و یکی از سخنان وی این است که نامسازی (مانند destruction) دارای ویژگیهای منحصربهفرد ساختواژی، معنایی و نحوی است که باید در سطح واژه تعیین شود و نه در سطح گشتارها. یک دلیل این است که در زبان انگلیسی نیم دوجین پسوند نامساز وجود دارد که برخی پربسامدترند اما همۀ آنها با محدودیتهایی دربارۀ پایههای پذیرنده روبرو هستند. در پی انتقادهای کوبندۀ چامسکی جنبش معناشناسی زایشی، که دچار کاستیهای بسیار بود، سرانجام از رونق افتاد.
البته همچنان رگههایی از معناشناسی زایشی را در کار بعدی لیکاف، یعنی تلاش وی در جستجوی بنیادهای معنایی و مفهومی برای ساختارهای زبانی، را میتوان دید. درجستارهای بعدی، نخست کارهای وی در زمینۀ مقولهبندی را بررسی خواهیم کرد و سپس مروری بر برجستهترین کار وی در زبانشناسی شناختی خواهیم داشت، یعنی نظریۀ استعارۀ معاصر.
[1] Standard Theory
[2] generative semantics
[3] The Linguistics Wars
[4] nominalization
[5] contemporary theory of metaphor
مطالب بیشتر را در وبلاگ زیر بخوانید:
www.parsling.blogfa.com
@linguiran🍃🌺🍃