مبحثی داریم به نام «تولید ناقص» که به تولید همخوانها مربوط می‌شود

#تشدید
مبحثی داریم به نام "تولید ناقص" که به تولید همخوانها مربوط می شود.
به طورکلی در تولید هرهمخوانی سه مرحله کاملا متمایز وجود دارد:
1. Preparation آمادگی
2. Pause درنگ
گاهی این مرحله را duration می گویند.
3. Completion انجام

مرحله اول یعنی مرحله ای که اندامهای گفتار خودشان را برای تولید آن صدا آماده می کنندو در حالت لازم برای تولید آن صدا قرار می گیرند. بهترین مثال هنگام تولید /p/ یا /q/ است.

2. مرحله دوم یا pause یعنی مرحله ای که اندام گفتار مدتی در همین حالت باقی می ماند تا کاری که باید انجام بشود و مرحله سوم را تشکیل می دهد به اجرا در بیاید.

3. مرحله سوم که کار انجام شده و اندامها به حالت اولیه خود بر می گردند.
مثلا در مورد /p/ هوا فشرده بشود و بتواند بست را باز کند .
اما گاهی اوقات یک مرحله حذف می شود و آن مدت زمانی که برای این مرحله لازم بوده داده می شود به مرحله درنگ یعنی یا مرحله آمادگی حذف می شود و یا مرحله انجام. در عوض طول مدت درنگ اضافه می شود. معمولا به دوبرابر درنگ افزایش پیدا می کند.
مثلا موقعی که می گوییم /تپه/ یک دفعه لبها بهم میآید برای /p/ و آمادگی لازم را برای خودش پیدا می کند و یکبار در پایان اندامها باز می شوند و می روند سر حالت اول خودشان. در واقع طول مدت زمان یاduration اضافه شده است. اگر تپه را بدون تشدید تلقظ کنیم مکث خیلی کم است ولی با تشدید مکث آن زیاد است. آغاز و پایان فرقی نمی کند. در واقع مثل این است که در اینجا دو تا /p/ داریم که /p/ دوم مرحله آمادگی ندارد و /p/ اول مرحله انجام ندارد. در /tappe/ لب ها باز نمی شوند و همین طور خود را نگاه می دارند.
این حالت را از قدیمی ترین زمانها به آن
geminate (v.)
gemination (n.)
یا تشدید گفته اند که در اصل تشدید دو صدا با تولید ناقص یا
incomplete articulation
است. در زبان انگلیسی یکزمانی (در دوره میانه) تشدید وجود داشت ولی الان نیست. البته در خط وجود دارد .مثل کلمه : apple یک زمانی تولید ناقص در آواشناسی انگلیسی موجود بود .
در فارسی از قدیمیترین زمان وجود داشته هر چند کم کم دارد از بین می رود در محاوره واژه "بچه" کم کم دارد بدون تشدید تلفظ می شود.
واژه "دره" حتما تشدید دارد ولی "دهن دره" تشدید ندارد.
وقتی عربی را با فارسی مقایسه می کنیم می بینیم که در عربی حتی در یک هجا ممکن است تشدید داشته باشیم مثل : "سد" که d در عربی مشدد است
ولی معمولا در فارسی و در عربی هم بیشتر در مرز هجا قرار می گیرد بنابر این خاصیت دوبلی دارد یکی می رود آن طرف و یکی می آید ای طرف . منظورم این است که در کلمه "بچه" از نظر تلفظ دو تا /چ/ مربوط به دو سیلاب متفاوت هستند یکی coda یا پایانه است برای سیلاب اول و آن یکی دیگر onset یا آغازه است برای سیلاب بعدی. در حالی که در کلمه "سد" عربی هر دو تا d در یک سیلاب قرار دارند. در فارسی موقعی که می گوییم "سد امیر کبیر" حالا دو سیلاب می شود : سیلاب sad و سیلاب de که قبل از "امیر کبیر" می شنویم و به همین خاطر است که در فارسی [نه در عربی] "سد" یا "حد" به تنهایی تشدید ندارند اما وقتی که به یک کلمه دیگر اضافه می شوند تشدید می گیرند.

#فریبرز_کوچکی_زاد
@linguiran🍃🌺🍃