امروز یکی از دوستان تماس گرفت. خیلی جدی گفت: «کجا که گویید می‌آیم شما را بینم»

امروز یکی از دوستان #تاجیک تماس گرفت. خیلی جدی گفت: «کجا که گویید می‌آیم شما را بینم»
قرار گذاشتیم , رفتم...

دیدم زودتر آمده و چشم انتظار!
سلام کردم... دستم را جلو بردم که احوالپرسی کنم دیدم دست به جیبش بُرد و یک دسته پول را طوری که کسی نبیند گذاشت توی دستم و گفت: این هزار سامانی است.
خواستم بپرسم برای چه؟
خودش زودتر گفت: «من غیر از شما با یگان ایرانی، شناس نیستم. شنیدم #ایران، زمین‌جُنبی (زلزله) شده است. این پول را گیرید اقلاً به یک نفر از آنها یاردَم (کمک) رسانید»
خواستم تشکر کنم که خداحافظی کرد و رفت!

به نقل از #حسن_قریبی
شاعر، استاد ادبیات، رئیس پژوهشگاه بنیاد سعدی و نمایندۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مجامع علمی و فرهنگی تاجیکستان

@Vatanyoli
@linguiran🍃🌺🍃