اصولا موقعی که در راجع به یک واج صحبت می‌کنیم باید آن را هم در نظر بگیریم

اصولا موقعی که در #زبانشناسی_تاریخی راجع به یک واج صحبت می کنیم باید #منشا آن را هم در نظر بگیریم .
مثلا دو واژه کنونی " است " و "بست " را در نظر بگیرید. واج /س/ در این دو واژه دو منشا متفاوت دارد. در کلمه 'است' واج /س/ همان واج اصلی /س/ هندواروپایی اولیه است که به ما رسیده است. ولی در کلمه 'بست' واج /س/ همان واج اصلی /س/ هندو اروپایی نیست بلکه صورت تبدیل شده واج دیگری است که به این صورت به ما رسیده است.
توضیح این که واژه 'است' بازمانده واژه astiy فارسی باستان است. این واژه تشکیل شده از ریشه -ah فارسی باستان که خود بازمانده ریشه -es* هندواروپایی است با افزودن شناسه سوم شخص مفرد tiy- به آن.
یعنی:
pIE *es-ti ⏩ OP as-tiy ⏩ 'است'
البته در فارسی باستان برای اول شخص مفرد می گوییم:
OP *ah + -miy ⏩ ahmiy 'هستم'
همچنان که می بینید در اینجا ریشه -ah تغییر نکرده ولی در astiy ریشه -ah تغییر کرده و بجای واج /h/ واج /s/ داریم. شخصی که زبان شناسی تاریخی نخوانده باشد می گوید که astiy از ریشه -ah* است که h در آن به واج /س/ تبدیل شده است. خیال می کند که واج /h/ اصل بوده که اینجا به /s/ تبدیل شده است. در حالیکه درست برعکس است . اصل ریشه #هندواروپایی اولیه -es* بوده که در آن مصوت کوتاه e هندواروپایی در فارسی باستان به a تبدیل می شود و واج /s/ در صیغه اول شخص مفرد
یعنی ahmiy به واج /h/ تبدیل می شود ولی در صیغه سوم شخص مفرد یعنی astiy واج /s/ بدون تغییر باقی می ماند.
من یک مثال روشن تر می زنم. صورت جمع واژه 'بنده' می شود 'بندگان' . در ظاهر این های غیر ملفوظ یا های بیان حرکت تبدیل شده است به واج /گ/. ولی در زبان شناسی تاریخی درست عکس قضیه است . ما می گوییم که واژه بنده در فارسی باستان بوده
bandaka = band + aka
که در اینجا band ریشه یا ماده فعل است و پسوندaka گرفته است. این پسوند در فارسی میانه بصورت ag- در می آید. [یعنی k میان دو مصوت واکدار می شود و مصوت آخر آن حذف می شود ] اما همین bandag در فارسی نو در حالت مفرد و بسیط ابتدا به banda
و سپس به bande تبدیل می شود. و برای این که آن را با واژه 'بند' اشتباه نگیرند ناچار شده اند درخط از حرف 'ه' استفاده کنند و اسم آن را گذاشتند 'ه' بیان حرکت یا های غیر ملفوظ. اما این پسوند ag- که بازمانده پسوند aka- است فقط در مفرد و بسیط به های غیر ملفوظ تبدیل می شود. درجمع به همان صورت ag- باقی می ماند و ما جمع آن را bandagān می گوییم یعنی نشانه جمع 'ان' را به صورت تغییر نیافته و اصلی کلمه اضافه می کنیم. واین مختص پسوند جمع 'ان' نیست بلکه وقتی که به آن پسوند 'ای' اضافه می کنیم می گوییم: بندگی. پس پسوند 'ای' به بنده اضافه نشد بلکه به bandag اضافه شد. نا گفته نماند که خود پسوند 'ای' بازمانده پسوند īh می باشد:
bandagīh ⏩ bandagī بندگی
šādīh ⏩ šādī شادی
rādīh ⏩ rādī رادی

بله واژه 'بنده' از بند و بستن می آید.
این ریشه 'بند' سه شکل ضعیف، متوسط و قوی آن می شود:
bad, band, bānd
بد، بند، باند.
حالا می آییم به ریشه ضعیف آن پسوند صفت مفعولی یعنی ta- اضافه می کنیم:
bad + ta = badta ⏩ basta بسته

در اینجا ما assimilation یا همگون سازی نداریم بلکه به عکسdissimilation یا ناهمگون سازی داریم. در لاتین :
d + d ⏩ s
d + t ⏩ s
t + t ⏩ s
t + d ⏩ s
اما در فارسی :
d + t ⏩ st
t + t ⏩ st
یعنی هرگاه دو واج دندانی d و t در کنار همدیگر قرار بگیرند آن اولی به واج صفیری /س/ تبدیل می شود. مانند :

فارسی نو⏩ ta+ فارسی میانه ⏩ریشه
rud ⏩ rudta ⏩ rust ⏩ رست
xšud ⏩ šudta ⏩ šust ⏩ شست

#فریبرز_کوچکی_زاد
@linguiran🍃🌺🍃