مطلبی کوتاه از دکتر جلال حاجی زاده.. طباطبایی و ایدە ایران

مطلبی کوتاه از دکتر جلال حاجی زاده

طباطبایی و ایدە ایران
@linguisticsacademy
یکی از کلیدی ترین موضوعات مورد تٲمل طباطبایی ایدە ایران و اندیشە ایرانشهری و تداوم ایرانیت بە رغم انحطاط و زوال و انقطاع های مستمر، بودە است تا حدی کە بتواند آن را مفهوم سازی و تئوریزە کند. بە این جهت مفهومی بە نام تداوم در گسست را معرفی می کند تا بتواند بحران عقلانییت و آگاهی را در ایران توضیح دهد. هرچند تاکنون موفق نشدە است کە در خصوص ایدە ایرانشهری و تداوم اندیشە ایرانی حرف تازەای بزند و بر نظریە های ریچارد فرای، کربن، دوستدار و نولی و ... بیفزاید. ریشە بحران در ذهن ترکیبی و التقاطی ایران است. بە عبارتی ذهن ایرانی تا کنون اندیشەای اصیل تولید نکردە است تا بتوان آن را توضیح داد؛ دین، اسطورە، عرفان و ادبیات را از دیگر ملل دریافت و تداوم بخشیدە است. ذهن ایرانی با تمرکز بر اندیشە و فراوردەهای فکری دیگران و بعضا استحالە و از آن خویش ساختن ٱنها، مانند زرتشت، فلسفە یونان و ذهن نوافلاطونییان، حکمت عرفانی شرق و نیز ٱیین اسلام از یک سو ، و تمدن و فرهنگ هایی نظیر ماد، سلوکی، اعراب و مغول و...از سوی دیگر، بە حیات خویش ادامە دادە است. بر اثر این فرایند، ذهن ایرانی بە شدت تئوپولتیک(جمع و تٲلیف توٲمان دین و سیاست) شدە است و ایدە تداوم امر ایرانی چیزی نیست جز بسط صیغه تئوپولیتکال آن. در دوران معاصر ایرانی ها بە شدت با این دو جنبە از ذهن ایرانی درگیر بودە اند و پیدایش حوزە روشنفکری و حتی حوزە ی فکری فیلسوفان اسلامی مانند فارابی، ابن سینا، عامری، سهروردی و... متٲثر از آن بودە است. جنبە دینی و الهیاتی ذهن ایرانی از جنبە سیاسی آن جدا نشدنی است و طیف های متعدد روشنفکری هر کدام در مواجهە با این دوجنبە ناموفق بودە اند. این تشخص حتی در زبان فارسی نیز نمایان است. دقیقا بە این جهت است کە تفکر و عنصر عقلانی در ذهن ایرانی بدون تدین و عنصر دینی امکان تداوم و حیات نخواهد داشت. طباطبایی کە گاهی ناقد جنبە دینی و تشریعی ذهن ایرانی است و گاهی بە دنبال عقلانیزە کردن و مدرنیزە کردن تجدد از حیث جنبە دیگر آن و یونانی مآبی خفیف اش است در این کلاف پیچیدە گم شدە است. ذهن ایرانی اندیشە زرتشت، عرفان شرقی و هندی، فلسفە یونانی و اسلام را در خود هضم و جذب ساختە است و بە واسطە آنها از طریق بازسازی و بازتولید ترکیبی عناصری از آنها بە زیست تاریخی خود ادامە دادە است و این مسئلە در حقیقت، راز تداوم حکمت ایرانی و اندیشە ایرانشهری است. به این اعتبار، می توان تاریخ دوهزار و پانصد ساله ایران را در این عبارت خلاصە و بە تصویر کشید: تاریخ اندیشە ایرانی تاریخ بسط ذهن تئوپولیتیکال ایرانی است. بە نظر می رسد طباطبایی بایستی راز ایدە ایران و تداوم تاریخی و فرهنگی اش را بە رغم گسست و انقطاع های تاریخی در این خصلت و خصیصە بیابد و آن را توضیح دهد.