غالبا ‌محروم بوده و دارای سطح تحصیلات ابتدایی و یا بی‌سواد هستند و به علت سرخوردگی‌ها و ناکامی‌های اجتماعی و زمینه‌های ترتیبی و خا

غالباً ‌محروم بوده و دارای سطح تحصیلات ابتدایی و یا بی‌سواد هستند و به علت سرخوردگی‌ها و ناکامی‌های اجتماعی و زمینه‌های ترتیبی و خانوادگی شخصیت پرخاش‌گر و مهاجم دارند، تحت سازمان‌بندی گروه‌های «تهاجم» مورد حداکثر بهره‌برداری قرار می‌گیرند.

اریک فروم روان‌شناس نومارکسیست مکتب فرانکفورت معتقد است،‌ غالباً افراد گروه‌های فشار و نیز افرادی که اقدام به شکنجه‌ی جسمانی هم‌نوعان خود می‌کنند، از درمانده‌ترین و واخورده‌ترین وعقده‌ای‌ترین گروه‌های محروم اجتماعی هستند که ریشه‌های شهری یا روستایی در تهی‌دست‌ترین طبقات و گروه‌های اجتماعی منشاء آنان است. محرومیت از «فرهنگ» و «نان» در خانواده و جامعه زمینه‌ی آماده‌ای را در شخصیت آنان نهادینه می‌سازد که در شرایط و فرصت‌های مناسب تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در شکل اپورتونیسم و فرصت‌طلبی‌های غیر قابل توصیف رخ می‌نماید.

اقدامات خشونت‌آمیز گروه‌های فشار، تبلیغات، کانالیزه‌‌کردن رسانه‌های گروهی و مطبوعات وابسته، مجالس و محافل سخنرانی و شارژکردن احساسی و هیجانی به منظور ساختن «افکار عمومی » برای نیل به اهداف عقلانی و اندیشیده شده توسط نخبگان، جنبش اوباش را پدید می‌آورند.

نظام توتالیز به نوعی نظامی ایدئولوژیک نیز هست که با آرمان‌گرایی‌های کاذب و دروغین غیر قابل دست‌یابی در واقعیت عینی، به تهییج‌ توده‌ها و سوءاستفاده از عواطف فرهنگی نشده‌ی آنان مبادرت می‌ورزد. حاکمان و رهبران و نخبگان توتالیتاریست جوهره‌ی خاص و ویژه‌ای دارند که آن را تئوریزه می‌کنند. آنان بدون هیچ گونه احساس مسئولیتی مسلسل‌وار دروغ می‌گویند. و دروغ‌ها و بهتان‌ها و افترائات و دشنام‌های خود را به منظور انتقال به ذهن و حس خلایق هیجانی در قالب مقولات و احکام نظری تئوریزه کرده و قداست می‌بخشند تا از این طریق اهداف قدرت‌طلبانه و شهوانی خود را خواست تقدیر برتر جا بزنند. در نظام توتالیتر، مازوخیسم (خود آزاری) و سادیسم (دگر آزاری) سکه‌ی رایج است. همه می‌آزارند و آزار می‌شوند. در واقع سیستم اجتماعی توتالیتر نظمی را برقرار و تحمیل می‌کند که هیچ کس فردیت ( (Individualismندارد و آدمیانی که از هستی انسانی و شعور و فرهنگ ساقط شده‌اند، از صدای تازیانه لذت می‌برند.

نبود شخصیت انسانی سالم و رشدیافته از یک سو و وجود هاله‌های هیجانی دایمی اجتماعی از سوی دیگر، سبب شد فضا همواره آکنده از گرد و غبار سرکوب باشد و اعتماد عمومی از درون و برون جامعه‌ی ازخودبیگانه رخت بر بندد و در فواصل روابط طبیعی، انسانی، اجتماعی و فرهنگی آدمیان، عناصر دستگاه‌های امنیتی سرکوب حضور داشته باشند. نظام تمامیت‌خواه تا بدان جا در حیات انسانی و اجتماعی دخالت می‌کند که علاوه بر استحاله‌ی تمام‌عیار انسان‌ها، هیچ خصومت و ویژگی شخصی را که حتی در شکل‌گیری (آرایش، البسه،...) باشد و تجلی یابد، بر نمی‌تابد و همه چیز را تحت کنترل و سلطه می‌خواهد.

ایدئولوژی و قرائت واحد تبلیغات سنگین و پرهزینه،‌ توسعه‌ی نظام پلیس مخفی، انحصار رسانه‌های گروهی، انحصار اطلاعات و اخبار کانالیزه‌شده،‌حمایت مادی اراذل و اوباش و تقویت همه‌جانبه و امتیازدهی خاص به آنان و وفاداران، بسترسازی‌های خشونت اجتماعی در خانواده و نهادهای اجتماعی، حذف اندیشه و تفکر از همه‌ی نهادهای اجتماعی، آرمان‌گرایی، ایده‌آلیزم غلیظ و ناکجاآبادسازی کاذب، نظریه‌ی دشمن فرضی و خیال‌سازی مداوم، اتمیزه کردن جامعه و حذف فردیت و تشخص و تمایز و شعور انسانی، مخالفت شدید با روابط اصیل انسانی، سمت‌دهی و سازمان‌دهی جامعه به سوی تقویت راس، فقدان پای‌بندی به ارزش‌های عینی اخلاقی، انسانی و دینی در عمل و واقعیت، ایجاد فضای ترور، ارعاب، سرکوب، شکنجه، محرومیت منتقدان و معترضان از همه‌ی حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، حذف مخالفت و روشن فکران معترض، تنزل انسان به موجود هوارکش هیجان‌زده‌ی خیابانی و ترویج ابتذال در هنر و فرهنگ از محوری‌ترین خصایص و ویژگی نظام و اندیشه توتالیتاریسم و اهداف آن است.
@linguisticsacademy
● پدیده‌ی انسان کرگدنی

اوژن یونسکو، متفکر هوشمند فرانسوی و نمایشنامه‌نویس معروف، حدود نیم‌قرن پیش نمایش‌نامه‌ای با عنوان «کرگدن» نوشت که جلال آل احمد آن را به فارسی ترجمه کرده است. ‌«کرگدن » سمبل انسان نظام توتالیتری و محصول بلافصل فرهنگ حاکم بر آن نظام است. نظامی که به زعم اوژن یونسکو اشیا و انسان‌ها در نظم و روابطی نامتعادل و غیر انسانی تبدیل به کرگدن خواهند شد که همه‌ی دست‌آوردهای تاریخی، ‌فرهنگی و تمدنی تاریخ حیات بشری را که نتیجه‌ی رنج‌ها مساعی و تلاش‌های بی وقفه‌ی میلیون‌ها سال زندگی مشقت بار است، له و سرکوب می‌کند.

کرگدن، پستانداری است غول پیکر و عظیم الجثه با شاخی قطور در نوک پیشانی و پاهای نیرومند و سنگین که حرکت و طرز راه رفتنش هول آور، مخرب و ویران گرانه است که هر چه را بر سر راهش ببیند، له، نیست و نابود و منهدم
ص۳