page۴٫۱. جمع آوری

page4
1. جمع آوري
اين دسته از پژوهشگران در درجه نخست بايد مطالعات خود را بر اساس داده ها و اطلاعات زباني فعلي بنيان نهند بدين معنا که بايد از کيفيت زبان رايج ميان مردم آگاه باشند و اين از طريق ارتباط مستقيم با گويش وران و شنيدن زبان آن ها ميّسر است. زيرا پژوهشگر و زبان شناس توصيفگرا در صورتي که بخواهد دقيق باشد بايد پژوهش خود را بر شنيده هايش بنا نهد و توصيف شنيده ها، توصيفي طبيعي از زبان است. بنابراين زبان شناس مي شنود و شنيده هايش را تدوين مي کند. اين کار که در روش توصيفي « مطالعه ميداني » خوانده مي شود پژوهش زباني را به روش هاي علمي پژوهش نزديک کرده است زيرا مبتني بر ارتباط مستقيم با زبان گفتار است.
توصيفگر زبان بايد در تلاش هاي ميداني اش به يک گويش ور اصلي اتکا داشته باشد که همان « راوي » يا « دستيار پژوهشي » است. براي اينکه راوي نماينده صادقي براي زبان يا لهجه مورد مطالعه باشد بايد در همان محيط زبان متولد شده و رشد کرده باشد. همچنين شايسته است که وي بي سواد باشد و توانايي خواندن و نوشتن نداشته باشد تا عوامل فرهنگي در زبان عاميانه اش تأثيري نگذشته باشد. نيز بهتر آن است که از محيط زباني خود خارج نشده باشد زيرا سفر زياد و مواجه شدن با لهجه ها و گويش هاي ديگر آن زبان، گويش انسان و طريقه شکل دهي او به واژه ها و جملات را تغيير مي دهد.
2. دسته بندي @linguisticsacademy
پس از جمع آوري داده ها و اطلاعات زباني، بايد آن ها را دسته بندي نمود. مقصود از دسته بندي در اينجا تقسيم مواد زبان و جمع کردن مواد هم شکل و داراي کارکرد يکسان در طبقه واحد و مستقل و انتخاب يک نام اصطلاحي براي آن است. بنابراين، دسته بندي مبتني بر مشاهده مواد زباني جمع آوري شده و يافتن جوانب اشتراک و افتراق آن ها است.
3. قاعده سازي
پس از دسته بندي و نام گذاري، نوبت به قاعده سازي مي رسد. براي مثال به اين قاعده زباني بنگريد: « هنگامي که اسم، مسنداليه واقع مي شود مرفوع است و تنها در حالت هاي خاصي علامت رفع را از دست مي دهد. » قاعده در اينجا به معناي قانوني نيست که پژوهشگر بر گويش وران يک زبان تحميل کند. بلکه بيان موضوعي است که مشاهده کرده و بايد با عبارت هاي موجز آن را توصيف کند.
چنانکه گذشت قاعده بايد عام و فراگير باشد اما لازم نيست شامل همه موارد و استثنا ناپذير باشد. به ديگر معنا آن حالت ها و وضعيت ها که پژوهشگر توصيف کننده به عنوان قاعده به آن ها دست مي يابد بايد در موارد ضروري از چارچوب خود خارج و در چارچوب قاعده ديگري مورد مطالعه قرار گيرد که پژوهشگر معتقد به بر آمدن تفسير صحيح از آن است. اين باور تمام حسّان صحيح نيست که زبان شناس توصيفگرا در صورت رويارويي با حالتي مغاير با نتايج استقرائات و مشاهدات، بايد آن را پديده اي فرعي در کنار قاعده اصلي قلمداد کند که آسيبي نيز به قاعده اصلي نمي رساند.
منبع: راسخون