شعبده بازی یک فیل داشت وقتی وارد سیرک شد به تماشاگران گفت خانوم‌ها و اقایان فیل پنچ تنی من را ببینید من پاهای فیل خودم را با بند خ

شعبده بازی یک فیل داشت وقتی وارد سیرک شد به تماشاگران گفت خانوم ها و اقایان فیل پنچ تنی من را ببینید من پاهای فیل خودم را با بند خیلی نازک میبندم ،شعبده باز فیل را با بندی نازک به چهار دور و بر پاهایش بست تماشاگران خندیدند گفتند که الان بند را میبرد اما فیل هیچ عکس العملی نداشت شعبده باز ان شب کلی پول به دست اورد،یکی از تماشاگران از او پرسید چطور توانستی فیل را جوری تربیت کنی که تلاش برای بریدن بند به این نازکی نکند ؟

شعبده باز گفت،وقتی این فیل بچه بود پاهایش با زنجیر محکم بستم هرچقدر تلاش کرد نتوانست پاهایش را از دست زنجیر خلاص کند تا وقتی که بزرگ شد همین جوری ادامه داشت بعد زنجیر ها را باز کردم و به پاهایش بند نازک بستم دیگر تلاش نکرد!!!!!

■ نتیجه:
اعتقاد های مذهبی ما اینجوری است از بچگی تحت تاثیر سخت گیری دین قرار میگیریم و وقتی بزرگ شدیم هرچقدر مغزمان هم بزرگتر شود تلاشی برای فکر کردن نمیکنیم چون شبیه همان فیل تحت تاثیر قرار گرفته ایم

ولی باید تلاش کنید این بند را پاره کنید اعتقادات نمیزارند شما فکر کنید.
@Philosophy3

@linguisticsacademy