منشأ عقل از موضوعات ناشناخته انسان قرن بیست‌ویکم است

#یادداشت
منشأ عقل از موضوعات ناشناخته انسان قرن بیست‌ویکم است. فلاسفه و زبان‌شناسان نظریات مختلف و حتی متضادی را در مورد عقل داشته‌اند. چامسکی با طرح توانش زبانی به تبعیت از دکارت تاحدودی به این سؤال پاسخ داد و نظریات تجربه‌گرایان را رد کرد. رواقیون دیدگاه مشهوری را در این مورد ارائه کرده‌اند، باور رواقیون این بود که انسان با لوح سفیدی بر ذهن که بر آن چیزی منقوش نشده است متولد می‌شود. نظریات رواقیون در مورد ذهن از برداشت آنان به مفهوم علم نشأت می‌گرفت. آنان به گونه‌ای جزمی علم را نظامی از آراء می‌دانستند که واجد حقیقت نهایی و لایتغیر است، از این‌رو مفاهیمی را که قابل اندازه‌گیری کمّی نبودند را علمی نمی‌دانستند. در قرون اخیر نظریه‌پردازانی مانند جان لاک و واتسون به تبعیت از رواقیون وجود ذهن را خرافات مذهبی معرفی کردند. اما فلاسفه ایرانی در باب عقل نظریاتی را مطرح کردند که به آراء امروز زبان‌شناسان غربی بسیار نزدیک است. ابن‌سینا فیلسوف و حکیم تاجیکستانی حرکت عقل بالقوه (همان توانش زبانی چامسکی) به سمت عقل بالفعل را نیازمند مشاهدات حسی می‌داند (البته ابن‌سینا عقل بالفعل را عقل مکتسب نامگذاری کرده). بهمنیار فیلسوف آذربایجانی و شاگرد ابن‌سینا عقل بالقوه را تنها وجه تمایز انسان با حیوان می‌داند که دقیقا با استدلال چامسکی درباره ناتوانی حیوانات در زبان‌آموزی هم‌پوشی دارد. بهمنیار بر این باور است که عقل بالقوه با دریافت محسوسات به عقل مکتسب تبدیل می‌شود. علم زبان‌شناسی هم مطالعه چگونگی فعالیت قوای دِماغی انسان در هنگام فراگیری زبان اول و یادگیری زبان دوم است، از همین‌رو تعریفی که زبان‌شناسان از رشته زبان‌شناسی به عنوان علم مطالعه علمی زبان ارائه می‌دهند کاملا اشتباه است چرا که زبان‌شناسی هیچ زبانی را بررسی نمی‌کند.