مارتولک
بابام یه آدم فوق العاده مهمون دوستیه، یعنی خدا نکنه یه مهمونی چه فامیل چه غریبه بخواد پاشو از چهارچوب در خونه ما بذاره تو، بابام ا
بابام یه آدم فوق العاده مهمون دوستیه،یعنی خدا نکنه یه مهمونی چه فامیل چه غریبه بخواد پاشو از چهارچوب در خونه ما بذاره تو،بابام انقدر بهش احترام میذاره،انقدر بهش محبت میکنه که مهمون گه خور میشه که چرا اومده و به غلط کردن میوفته،سوای تعارف زیاد از حد استفاده از اشربه و اطعمه که تدارک دیده شده،خدا نکنه مهمون بخت برگشته عزم رفتن به مستراح کنه،به محض پاشدن بابامم به پا میخیزه و کافیه بفهمه طرف داره میره سمت دستشویی،با گام های بلند تعقیبش میکنه و با سرعت غیر مجاز و لایی کشیدن از مهمون (حالا هرکی میخواد باشه،چه بچه ،چه زن و چه مرد)سبقت میگیره تا خودشو قبل از اون به دستشویی برسونه،حالا چرا اینکارو میکنه؟هیچی بخاطر عزت و احترام مهمان، در دستشویی روبراش باز کنه چراغشو روشن کنه (حالا انگار خونش کاخ سعد آباده طرف نتونه بخاطر وسعت و کثرت اتاق مسیر مستراح خونرو پیدا کنه)و مثل دربون رستوران یه دستشو بذاره رو سینش و با اون یکی دستش با خوشامد گویی درو ورودیو نشون بده