حالا تصور کنید همچین مرد محترمی چه عذابی به مهمون میده برای یه دستشویی رفتن بابام کاری میکنه که عالم و آدم بفهمن فلانی جهت قضای حا

حالا تصور کنید همچین مرد محترمی چه عذابی به مهمون میده برای یه دستشویی رفتن بابام کاری میکنه که عالم و آدم بفهمن فلانی جهت قضای حاجت قصد رفتن به سمت مستراحو کرده،از این روی فامیل بخاطر در امان ماندن از دست بابام یا خونه ما نمیان یا اگرم بیان حتی به قیمت از دست رفتن جفت کلیه ها از رفتن به دستشویی صرف نظر میکنن،یه بار یادمه داییم خونه ما بود داشت مثل مار زخم خورده دور خودش میپیچید،پرسیدم چی شده گفت مثانم داره منفجر میشه از ترس بابات جرات نمیکنم برم،تورو خدا سرشو گرم کن پشت سر من را نیوفته بیاد،ولی زهی خیال باطل مگه میشد تو این قسم کار حواس بابامو پرت کرد،حالا این خصوصیات مهمانموازی بابامو داشته باشید تا برسیم به ورود یک مهمان بسیار مهم بهمراه دوستش که از قضا رییس انجمن یوگای ایران بود،به منزل ما ...