اة وجودی هویت و اجتماع است: «یادمان باشد مردم بینوایی که مثلا دختر‌بچه‌ای

اة وجودي هويت و اجتماع است:« يادمان باشد مردم بينوايي که مثلاً دختر‌بچه‌اي
را به آتش مي‌کشند، اگر به جهان کتاب، آموزش و تبادل‌نظر دست‌رسي داشتند، چه بسا اين کار را نمي‌کردند.» به باور اِکو گوهر ذاتي ادبيات در ما جاري است و اين گوهر را مي‌توان در قالب عادت‌هاي فرهنگي و گرايشات اجتماعي پيدا کرد، چرا که ادبيات به ما پذيرش سرنوشت و مرگ را مي‌آموزد و اين حقيقت را به ما يادآور مي‌شود که قهرمانان داستان، و ما آدم‌هاي معمولي، نمي‌توانيم از سرنوشت خود رها شويم؛ چرا که سال‌ها، خواه از سرضعف ويا از عدم بصيرت، نادانسته به طرف آن گام برداشته‌ايم.
در رمان«آونگ فوکو»، که نوشتن آن هشت سال طول کشيد، اِکو ما را در برابر اين پرسش‌ها قرار مي‌دهد: آيا معنا جهان‌شمول است يا نسبي است و يا مصنوعي؟ آيا با ايمان ارتباط دارد؟ آيا ايمان واقعيت را مهندسي مي‌کند و يا به عکس واقعيت است که شکل‌دهندة ايمان است؟ آيا ايمان و باورهاي ما يک زندان است که در آن اسيريم و يا شکلي است از آزادي نهاني؟ چه قدرتي ما را به ايمان به چيزي وا مي‌دارد؟ اگر ماهيت چيزي پنهان باشد با پشت‌کار مي‌توان آن را افشا کرد و يا صرفاً در شبکه‌اي تودرتو از دال و مدلول‌ها، بي‌هيچ هدف واقعي، سرگردان خواهيم شد؟ آيا راز باور در اين است که فقط خواص آن را بدانند و نه عوام؟ و در نهايت اين پرسش که اگر حقيقت جهان‌شمولي وجود دارد چه‌طوري مي‌توان در اين جهان پر از تصادفات آن را متحقق کرد؟
«آونگ فوکو» بر اساس چهارچوب انعطاف ناپذير «قباله» نوشته شده است؛«قباله» تفسير رمزي تورات است که تحت تاثير فلسفة نوافلاطوني، کلمات، حروف، اعداد واکسان‌ها در آن معاني رمزي دارند. اين تفسير- يعني قباله- سرانجام به صورت بازي با حروف درآمد و منشاة قسمت اعظم سحر و جادو در قرون وسطا شد. در اين رمان اِکو عصارة نظام‌هاي سري و شيطاني چندين قرن را از طريق حروف ابجد، نشانه شناسي و راز و رمزها از نگاه کازوبن- راوي داستان- و دوستانش محک مي‌زند و طيف وسيعي از عناصر ناهم‌ساز را کنار هم مي‌گذارد و با آن دنياي مدرن، دنياي باستاني و ماوراةالطبيعه را در کنار مطالب علمي قرار مي‌دهد. کامپيوتري که شخصيت مستقلي دارد و نامش«ابولافيا» است(احتمالاً اِکو اين نام را به کنايه و به سياق مافيا ساخته است) قدرت‌هاي فن‌آوري مدرن را در کنار فرمول‌هاي باستاني کيمياگري و نظام‌هاي شيطاني قرارمي‌دهد و با برانگيختن خواننده، يعني ايجاد نوعي وحشت که به دنياي گوتيک مربوط است، او را در معرض افکاري قرار مي‌دهد که طي قرون متمادي(در هر قرن يک‌طور) به آدمي سيطره داشته است. در واقع خواننده در نوعي بازي عميق افکار خود را سرگشته احساس مي‌کند. اِکو نشان مي‌دهد آن‌چه ما با نمادها مي‌کنيم از تمايل ما نشأت مي‌گيرد و اين نمادها همواره به خودي خود حاوي معنا نيستند و خواننده را به اين پرسش مقدر مي‌رسانند که پس خود معنا چيست؟ سه قهرمان اصلي کتاب با بازي‌گوشي، شکل جديدي از معنا توليد مي‌کنند و در بازي خود غرق مي‌شوند. اين رمان پاياني ندارد، زيرا شرح پرسش‌هاي بي‌نهايت ما براي يافتن علل موجوديت در دنيا است.
رمان سوم اِکو«جزيرة روز پيشين» بخشي از قرن هفدهم و ارتباط بين عقل و علم و جدايي آن از جادو و خرافه را تصوير مي‌کند. ما در آن با فضاي زيستي نيوتن و گاليله آشنا مي‌شويم و در معرض آثار انديشة رنسانس، به خصوص تاثير انقلاب فرانسه، فيزيک و الهيات قرارمي‌گيريم. شخصيت‌هاي اين رمان مصلحت‌انديش و پراگماتيک هستند، درست به عکس قهرمان ديگر رمان اِکو-«بودلينو» - که ماجراهاي تاريخي را به گونه‌اي اغراق‌آميز و گاه به دروغ روايت مي‌کند. برخي از منتقدان اين رمان را«کتاب دروغ‌هاي اِکو» ناميده‌اند. حضور شخصيت‌هاي تاريخي و واقعي در اين اثر بسيار پررنگ است؛ ولي مرز تاريخ و داستان آشفته است و خواننده مردد مي‌ماند که کجا تاريخ است و کجا داستان. در نهايت اين پرسش را پيش مي‌کشد که آيا تاريخ يک دوران را مي‌توان از اسطوره‌هايش جدا کرد؟ آيا تاريخ رسمي سند دروغ‌هاي بزرگ است؟ وقتي خواندن اين کتاب را تمام مي‌کنيم شايد آرزو کنيم هم‌چون قهرمان پنجمين رمان اِکو«شعلة اسرار‌آميزملکه لوانا» حواس و حافظة خود را از دست بدهيم، تا با بازگشت دوباره به گذشته تاريخ را وابسازيم. گرچه ممکن است هم‌چون قهرمان کتاب عاقبت در دريايي از توهمات عجيب و غريب غوطه‌ور شويم.

انجمن ماتیکان داستان
https://telegram.me/matikandastan