📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
اما نویسندگان موفق این روند را معکوس میکنند. آنها طرح را گام به گام به پیش میبرند
اما نويسندگان موفق اين روند را معكوس مي كنند. آنها طرح را گام به گام به پيش مي برند. طرح گام به گام همان داستاني است كه گام به گام تعريف مي شود . نويسنده با استفاده از عبارت هاي يك يا دو جمله اي به شكل ساده و روشن رويدادهاي هر صحنه يعني شكل پيش روي و دگرگوني آن را توضيخ مي دهد. نويسنده در پشت هر كارتي كه به يك صحنه اختصاص مي دهد اين نكته را ذكر مي كند كه اين صحنه چه مرحله اي از داستان را به ثمر مي نشاند. هر كارت كه معادل يك صحنه است ، مي بايست اين توضيح را در پشت آن نوشت كه مربوط به كجاي داستان است . آيا جوز پيرنگ اصلي است يا در شمار پيرنگ هاي فرعي داستان قرار مي گيرد؟ از آنجا كه فيلمنامه از ايده اوليه تا نسخه نهايي شش ماه زمان مي طلبد، اين نويسندگان (كه بايد آنها را موفق ناميد) چهار ماه از اين شش ماه را صرف نوشتن روي انبوهي كارت مي كنند.
بنابراين براي چند ماه نويسنده به طور پيوسته ،كارش محدود به چند بسته كاغذ است به يك دليل اساسي ؛ او مي خواهد كار خود را ويران كند، چون تجربه و شم نويسندگي به او مي گويد كه 90 درصد از آن چه كه مي نويسد تقريباً معمولي و پيش پا افتاده است . او صبورانه تلاش مي كند تا به كيفيت دست يابد. بنابراين بيش از آن چه كه بتواند استفاده كند ، مي نويسد و سپس آنها را زير و رو مي كند . به اصطلاح نوشته ها را شخم مي زند. ممكن است يك صحنه را به ده شكل مختلف بنويسد اما در نهايت ايده آن صحنه به كلي از طرح داستان حذف شود. چه بسا سكانس ها يا كل پرده ها نيز حذف شوند. مك كي معتقد است كه اگر نويسنده اي به استعداد خود يقين داشته باشد ، مي داند كه براي آن چه كه مي تواند خلق كند ، هيچ مرزي وجود ندارد . براي همين است كه براي رسيدن به داستاني فوق العاده هر آن چه را كه در حد كمال نباشد ، دور مي ريزد.
نويسنده دائماً كاغذها را يكي پس از ديگري سياه مي كند . اينها زندگينامه شخصيت ها ، دنياي داستان ، تاريخچه آن و... هستند. زماني كه به شيوه گام به گام داستاني در حال شكل گيري باشد ، تحقيق و خيال پردازي هاي گوناگون و تجسم باعث مي شود تا پرونده اي از مطالب گوناگون ايجاد شود.
سرانجام نويسنده نقطه اوج داستانش را مي يابد و زماني كه به آن رسيد به عقب بر مي گردد و هر آن چه را كه نياز به اصلاح دارد ، تصحيح مي كند. نويسنده هيچ گاه طرح گام به گام خوش را به كسي نشان نمي دهد ، چون اين طرح صرفاً يك ابزار است و رمزوارتر از آن است كه شخصي به جز نويسنده از آن سر در بياورد. اما او مي تواند اين طرح را براي دوستانش بخواند تا بداند كه چه بخش هايي توجه آنها را جلب مي كند و از چه بخش هايي خوششان نيامده . تا زماني كه تعداد فراواني از شنوندگان با رغبت و اشتياق به طرح واكنش نشان نداده اند دليلي ندارد كه نويسنده جلوتر برود. براي تبديل طرح گام به گام به خلاصه داستان ، نويسنده هر صحنه را از يك يا دو جمله به پاراگراف هايي تبديل مي كند كه به زمان حال است و توضيح لحظه به لحظه را دارد. اگر چهل تا شصت صحنه معمول در فيلمنامه به صورت توضيح لحظه به لحظه تمام كنش ها در بيايد كه افكار و احساسات تمام شخصيت ها را نيزدر برداشته باشد ، يك متن هشتاد يا نود صفحه اي پيش روي نويسنده خواهد بود. در اين مرحله همچنان حك و اصلاح امر لازمي خواهد بود. سپس فرايند نگارش فيلمنامه آغاز مي شود . با سرعت پنج تا ده صفحه در روز ؛ نسخه اول فيلمنامه كامل مي شود كه هنوز جاي تغيير و بازنگري دارد...
مك كي در پايان مي گويد: «در حالي كه اين شيوه را به شما پيشنهاد مي كنم ، كاملاً آگاهم كه هر كس بايد بر اساس آزمون و خطا ، شيوه متعلق به خود را پيدا كند. در واقع برخي نويسندگان مرحله پيش نويس را ميان بُر مي زنند و فيلمنامه هاي خوبي هم مي نويسند و افراد معدودي نيز از بيرون به درون خيلي خوب نوشته اند . اما در عين حال متحيرم كه اگر زحمت بيشتري مي كشيدند به چه دستاوردهاي درخشاني مي رسيدند . زيرا نوشتن از درون به بيرون شيوه اي است هم «منضبط» و هم «آزاد» كه براي بهره گرفتن از حداكثر توان خود طراحي شده.»(7) بنابراين مي توان مشاهده كرد كه فيلمنامه هاي بزرگ و درخشاني كه در تاريخ سينما شاهد ساخت فيلم هاي بزرگي از روي آنها بوده ايم ، ماحصل كوشش و تلاش بيكران نويسنده هايي بوده كه كارشان همواره برايشان جدي بوده است و به «كم» قانع نبوده اند. شايد اگر كتاب داستان اثر رابرت مك كي هيچ دستاورد ديگري نمي داشت ، همين نكته كه در سرتاسر آن به چشم مي خورد كفايت مي كرد كه آن را اثري بسيار جدي و ايده آل در زمينه فيلمنامه نويسي بدانيم. كتاب حاصل واقع بيني نويسنده است . يعني به همه آنهايي كه مي خواهند فيلمنامه بنويسند و البته آرزويشان اين است كه فيلمنامه اي خوب بنويسند ، مي گويد كه در كار نوشتن از «امر واقع» فاصله نگيرند. . چرا كه تلاش همراه با واقع بيني نويسنده ، حتماً مي تواند يك اثر فوق العاده را به منصه ظهور برساند.