📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
قدر دور خودم چرخیدم که سرم گیج رفت؛ فکر کردم مثل توی خواب از صخره سقوط میکنم
@matikandastan
آن قدر دور خودم چرخیدم که سرم گیج رفت؛ فکر کردم مثل توی خواب از صخره سقوط میکنم. کجاست دختری که دوستش بدارم؟ فکر کردم، و همه جا را نگاه کردم، همچنان که وجب به وجب جهان کوچک زیر دستم را نگریسته بودم. جایی در آن سوی قاره، نیویورک غمزده و مجنون در حال قی کردن انبوه خاک و دودهای قهوهایاش بود. شرق آمریکا چیزی مقدس و قهوهای دارد، در حالی که کالیفرنیا سفید است عین بندهای رخت و سرهای پوک- دست کم آن وقت این جوری فکر کردم.
📒در راه
✒جک کرواک
✏احسان نوروزی
📎نشر چشمه
@matikandastan