📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
سلام و ارادت به یکایک دوستان به ویژه جناب مهرابی نازنین
سلام و ارادت به یکایک دوستان به ویژه جناب مهرابی نازنین
داستان خوبی بود، بنده بشخصه در داستان کوتاه چنین روایتی را ندیده بودم (دوستان اگر اطلاع دارند آگاهم کنند🙏) خوب شد بازتابها را دیدم. داستان برایم گیج کننده بود هم احساس می کردم زاویه دیدها تغییر کرده است و هم احساس می کردم لحن ها ثابت هستند. سوژه خوبی بود اما پایان داستان را چندبار خواندم تا متوجه بشوم چی شده.
نزدیکترین رمان به این داستان که به ذهنم برسد رمان "سنگ صبور" صادق چوبک است. در این رمان بی اندازه زیبا نیز تعدد راوی نیز وجود دارد یک فصل را احمد آقا یک فصل را بلقیس و... روایت می کنند و جالب این است که شخصیت محوری داستان یعنی گوهر که کشته می شود هیچ فصلی را روایت نمیکند؛ بلکه خواننده از زبان دیگر شخصیت ها کاملا گوهر را می شناسد.
راوی کودک این رمان یعنی کاکل زری که یکی از بهترین کودکهای خلق شده ادبیات داستانی است، لحن بسیار زیبای کودکانه خود را دارد و باز جالب تر اینکه کاکل زری که راوی است در داستان در حوض غرق می شود و دیگر هیچ فصلی از داستان از زبان او روایت نمیشود و کاکل زری که می مرد دیگر فصل او به پایان می رسد.
نویسنده داستان یک ماهی خال خالی فکر میکنم باید یه بازنویسی درنظر بگیرند.
ممنون از اشتراک داستان 🙏🙏🙏🌹🌹🌹