📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
دخترش کیت از بانویی که تصمیمش را برای خریدن کیک عوض کرده متنفرمی شود و میگوید «او مجبور است کیکها را بخرد وقتی این کلمات را به ت
دخترش کیت از بانویی که تصمیمش را برای خریدن کیک عوض کرده متنفرمی شود و می گوید “او مجبور است کیک ها را بخرد وقتی این کلمات را به تو کفته.”ین قطعه ی طنزآمیز درباره ی قدرت کلمات شک گرایی فاکنر رانسبت به توانایی کلمات در نمایش دادن “حقیقت” و ترسیم کردن تجربه ی انسانی را فاش می کند و بازتابی از مباحث مدرنیسم و گره خوردن او با مدرنی ست بزرگ دیگر رابرت فراست است.
همچنین تلاش های ویتفیلد برای کلیشه ای کردن (قاب گرفتن و ادبی کردن) و خطابه ی سخنان اعترافیه اش یادآور شعر مرغ مورچه خوار رابرت فراست است .
در خطابه سخن گفتن،سخن گفتن نیست بلکه مرز کشیدن ،محدود کردن و شکلی فراهم کردن است؛دراین نوول ،کلمات ،آنچنانکه ادی می گوید “فقط یک فرم هستند تا یک فقدان را پر کنند.”
در قاب گرفتن و محدود کردن سخن گفتن نیست و حالیکه قاب گرفتن و پر کردن به نظر ضد و نقیض می آیند آن ها یک عامل مشترک دارند هر دو زبان را به به عنوان یک فرم فیزیکی ،یک شاخص که ایریگاری از آن به عنوان زبان زنان یاد می کند در می آورند.”این استیل زبان و نوشتن زنانه به نوع بینش امتیاز نمی دهد بلکه هر شکل را به مبدأش برمی گرداند که در میان سایرچیزها لمس کردنی است.”با دادن قدرت قابلیت لمس فاکنر زبان را به واقعیت پیوند می زند،به بدن.و از آن جا که کلمات به طور فیزیکی قاب می گیرند نمی توانند جانشین امر فیزیکی باشند.
بنابرین ادراک فاکنر از محدودیت زبان بازتاب می دهد قدرت مادر را هم در توانا ساختن و هم در مهار ساحت سمبولیک تا کلمات را به اشکال برکرداند و وبه این وسیله خالص بودن ساحت سمبولیک را انکار کند.
وقتی کلمات به ادی به عنوان موضوعات انتزاعی ،ظاهر می شوند فقط مانع رخ دادن شان می شود چون آن ها مانند عنکبوت آویزان می شوند “شناور و چرخان که هرگز لمس نمی کنند.(ادی ص۲۰۲ گوربه گور متن فارسی :موضوع این بوده که ما ناچار بوده ایم با کلمات از همدیگه کار بکشیم ،مثل عنکبوت ها که با دهان از تیر سقف آویزون میشن،تاب میخورن ولی هیچوقت به چیزی نمی خورن )شیوه ای که مانع ادراک و و تقلید حقیقی می شود. امر اخیر فقط از طریق خون بدست می آید-وقتی او شاگردانش را شلاق می زند یا یا وقتی کش را به دنیا می آورد..در اغاز او به نشاط میآید با خون دادن مادرانه وباور می کند راه فراری برای گریز از ساحت سمبولیک بدست آورده است.پس از تجربه ی مادری “کلمات حتا جور در نمی آیند با آن چه می خواهند درباره اش بگویند. اتحاد لذت بخش او با کش بر فراز زبان قرار دارد.”نه کش نیازی دارد تا به او بگویم(عشقم را)و نه من نیازی به گفتن آن دارم.”
اما حاملگی دوم او این باور او را تخریب می کند که ارتباط پیشا منطقی می تواند شکاف بین کلمات را “که هرگز واقعیت را لمس نمی کنند”ثبت کند.
دوباره همه چیز با خشونت زایمان ساخته می شود .زایمان مجدد او را خشن می سازد.او حالا درک می کند که مادر شدن حیله ای به بزرگی زبان است “من فهمیدم که فریب کلماتی قدیمی تر از انسی یا عشق را خورده ام “-کلمه ی مادری توسط مردان ابداع شده اما به تجربه ای ارجاع می دهد که قبل از زبان رخ داده ،حضور رئالیتی پیشازبانی.
ادی آگاه ازکلمات انتزاعی و تجربیات واقعی ،ارامشی در مادرانگی نمی یابد وقتی آن (حاملگی)تکرار می شود.درحلیکه که حاملگی اولیه او را ازاد می کند ،تکرارش او را به دام می اندازد.به نظر می رسد او ایراد نهفته در متافور مادری را که توسط فمینیست ها مطرح شده درک می کند.دومنا استنتون در این مورد توضیح می دهد درحالیکه استعاره ی مادری می تواند به تجربه ی زن ارج بنهد اما قدرت بیشتری به قانون پدر می دهد.رجحان دادن به زهدانها نسبت به کلمات همچنان زنان را به نقششان به عنوان زهدان تنزل می دهد. زمانی ،مادری پناهگاهی برای ادی در برابر ساحت سمبولیک فراهم می اورد ؛اما دوباره او را به واقعیت می راند،کنستانس پیرس می گوید “قدرتی که به اندازه ی قدرت عداوت زبان مستمربوده است:بیولوژی او و جای اجباری او در بیولوژی است.”علی رغم کنترل قدرتمند او بر افکار انتزاعی ،در نهایت بدن اوست که هویتش را تعیین می کند.
.او در مقابل هویت مادریش با بازگشت به پدرش ایستادگی می کند و هم به طور سمبولیک و هم واقعی (اصرار در دفن شدن در کنار او)به سوی او برمی گردد.
اما اگر ادی با شکستن پیوند مادر گمان می کند که در امتداد پدر قرار گرفته اشتباه می کند .و با ایمان به این که “دلیل زنده ماندن آماده شدن برای مرگ ست “اجبارا حتا بیشتر از پدر به مادر اتصال می یابد. دورین فولر ” می گوید اگر پدر ادی او را کاشته است مادر او زمین بوده است که این دانه در آن رشد کرده است.اما مادر خودش هرکز نامی ندارد.او یک مرجع سرکوب شده است. منشایی است که سمبول ها را از معانی اشباع کرده است اما خودش غایب است.