داستان‏نویس ایرانی و مصائب تقلید

داستان‏نویس ایرانی و مصائب تقلید
فرخنده آقایی
http://farheekhtegan.ir/newspaper/page/1819/7/59218/0

1 حتما باید خوشحال بود از اینکه این‏بار یک موج کتاب‏خوانی در دنیا، همزمان به ما هم رسیده است. تا سال‏ها، ما و در واقع ترجمه ادبیات داستانی جهان در ایران، چند سالی و گاه چند دهه‏ای از موج‏های داستان‏خوانی جهانی عقب بودیم، اما درباره آثار هاروکی موراکامی، این همزمانی آثار مثبت فراوانی می‏تواند داشته باشد. مدشدن سیر مطالعاتیِ به‏خصوص در ایران به دهه‏ها پیش بازمی‏گردد و نه فقط به همین چند سال اخیر. اگر 70 سال اخیر را به یاد بیاوریم یا دست‌کم از روی تاریخ ادبیات بررسی کنیم می‏بینیم که در ابتدا داستایفسکی و پس از آن ویلیام فاکنر و آنتوان چخوف و بعدها برتولت برشت و مارگریت دوراس و به ترتیب، گابریل گارسیا مارکز و میلان کوندرا روی این موج سوار بوده‏اند و به این سال‏های اخیر که رسیده‏ایم، اینها جای خود را به نویسنده‏های تازه‏تر مثل ریموند کارور، ایتالو کالوینو و ریچارد براتیگان داده‏اند. بنابراین نمی‏توان مطالعه داستان‏خوان‏های ایرانی بر اساس مد روز و همچنین تحت تاثیر ترجمه‏بودن داستان‏نویس‏های ایرانی از داستان‏های ترجمه را مربوط به چند ساله اخیر دانست. تنها می‏توان خرسند بود از اینکه چند سالی است این موج‏ها همزمان در همه جای دنیا و از جمله در ایران به راه افتاده‌اند. حالا داستان‏خوان‏های ایرانی کنجکاوند که بدانند مردم علاقه‏مند به ادبیات در دنیا چه می‏خوانند تا از آنها عقب نمانند. این کنجکاوی مترجمان را نیز به این سمت سوق داده که ادبیات روز دنیا را ترجمه کنند.

2 من همواره سعی کرده‏ام داستان‏های مد روز را از دور بخوانم و ناظر گرایش مخاطبان ادبیات داستانی به این مدها هم باشم. از این لحاظ تصور می‏کنم مهم‏ترین وظیفه را در هدایت سلایق داستان‏خوان‏ها مترجمان برعهده دارند، چرا که از یاد نبرده‏ایم در دوره‏ای کوتاه ترجمه‏های فراوان از آثار ریموند کارور، چه تاثیری بر ادبیات داستانی در ایران گذاشت.تاثیر از ادبیات داستانی ترجمه، تا حدود بسیاری طبیعی است، اما مهم‏ترین دلیل آن را می‏توان این‏گونه رصد کرد: نویسنده‏ها می‏بینند که در دوره‏ای، نوعی از داستان ترجمه، مخاطب فراوانی در بازار کتاب دارد. بنابراین آنها هم می‏خواهند در همان دوره که همان نوع از نوشتن امتحانش را پس داده دست به کار شوند و همان مخاطب را که آماده است، با نوشته‏های خود همراه کنند. درباره موراکامی، وضع کمی متفاوت است. از کارور با توجه به اقتضائات سبکی که در آثارش بود، نویسنده‏ ایرانی می‏توانست تقلید کند، اما موراکامی به این راحتی‏ها قابل تقلید نیست؛ رویدادهای داستانی در آثار او، در سطح اتفاق نمی‏افتند، بنابراین کشف این عمق‏ها در داستان‏های او به‏راحتی نیست و اگر نویسنده‏ای بخواهد پی به ویژگی‏های سبکی او ببرد، بسیار بیش از حد معمول باید تلاش کند.

3 موراکامی را در همه‌جای دنیا نویسنده‏ای مهم و البته با ارزشی بسیار بالاتر از نویسنده‏های عامه‏پسند می‏دانند. اما جالب است بدانید در خود ژاپن، چندان قائل به این رأی نیستند. با چند روشنفکر ژاپنی که صحبت می‏کردم اذعان داشتند که موراکامی با اینکه برای آنها مهم است، اما همان‏قدر برای آنها مهم است که نویسنده‏ای پرفروش نزد مخاطبان ادبیات عامه‏پسند در آمریکا. بر اساس شنیده‏های من برای ژاپنی‏ها، موراکامی نویسنده‏ای تراز اول و شاخص نیست.@dastanirani