📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
داستاننویس ایرانی و مصائب تقلید
داستاننویس ایرانی و مصائب تقلید
فرخنده آقایی
http://farheekhtegan.ir/newspaper/page/1819/7/59218/0
1 حتما باید خوشحال بود از اینکه اینبار یک موج کتابخوانی در دنیا، همزمان به ما هم رسیده است. تا سالها، ما و در واقع ترجمه ادبیات داستانی جهان در ایران، چند سالی و گاه چند دههای از موجهای داستانخوانی جهانی عقب بودیم، اما درباره آثار هاروکی موراکامی، این همزمانی آثار مثبت فراوانی میتواند داشته باشد. مدشدن سیر مطالعاتیِ بهخصوص در ایران به دههها پیش بازمیگردد و نه فقط به همین چند سال اخیر. اگر 70 سال اخیر را به یاد بیاوریم یا دستکم از روی تاریخ ادبیات بررسی کنیم میبینیم که در ابتدا داستایفسکی و پس از آن ویلیام فاکنر و آنتوان چخوف و بعدها برتولت برشت و مارگریت دوراس و به ترتیب، گابریل گارسیا مارکز و میلان کوندرا روی این موج سوار بودهاند و به این سالهای اخیر که رسیدهایم، اینها جای خود را به نویسندههای تازهتر مثل ریموند کارور، ایتالو کالوینو و ریچارد براتیگان دادهاند. بنابراین نمیتوان مطالعه داستانخوانهای ایرانی بر اساس مد روز و همچنین تحت تاثیر ترجمهبودن داستاننویسهای ایرانی از داستانهای ترجمه را مربوط به چند ساله اخیر دانست. تنها میتوان خرسند بود از اینکه چند سالی است این موجها همزمان در همه جای دنیا و از جمله در ایران به راه افتادهاند. حالا داستانخوانهای ایرانی کنجکاوند که بدانند مردم علاقهمند به ادبیات در دنیا چه میخوانند تا از آنها عقب نمانند. این کنجکاوی مترجمان را نیز به این سمت سوق داده که ادبیات روز دنیا را ترجمه کنند.
2 من همواره سعی کردهام داستانهای مد روز را از دور بخوانم و ناظر گرایش مخاطبان ادبیات داستانی به این مدها هم باشم. از این لحاظ تصور میکنم مهمترین وظیفه را در هدایت سلایق داستانخوانها مترجمان برعهده دارند، چرا که از یاد نبردهایم در دورهای کوتاه ترجمههای فراوان از آثار ریموند کارور، چه تاثیری بر ادبیات داستانی در ایران گذاشت.تاثیر از ادبیات داستانی ترجمه، تا حدود بسیاری طبیعی است، اما مهمترین دلیل آن را میتوان اینگونه رصد کرد: نویسندهها میبینند که در دورهای، نوعی از داستان ترجمه، مخاطب فراوانی در بازار کتاب دارد. بنابراین آنها هم میخواهند در همان دوره که همان نوع از نوشتن امتحانش را پس داده دست به کار شوند و همان مخاطب را که آماده است، با نوشتههای خود همراه کنند. درباره موراکامی، وضع کمی متفاوت است. از کارور با توجه به اقتضائات سبکی که در آثارش بود، نویسنده ایرانی میتوانست تقلید کند، اما موراکامی به این راحتیها قابل تقلید نیست؛ رویدادهای داستانی در آثار او، در سطح اتفاق نمیافتند، بنابراین کشف این عمقها در داستانهای او بهراحتی نیست و اگر نویسندهای بخواهد پی به ویژگیهای سبکی او ببرد، بسیار بیش از حد معمول باید تلاش کند.
3 موراکامی را در همهجای دنیا نویسندهای مهم و البته با ارزشی بسیار بالاتر از نویسندههای عامهپسند میدانند. اما جالب است بدانید در خود ژاپن، چندان قائل به این رأی نیستند. با چند روشنفکر ژاپنی که صحبت میکردم اذعان داشتند که موراکامی با اینکه برای آنها مهم است، اما همانقدر برای آنها مهم است که نویسندهای پرفروش نزد مخاطبان ادبیات عامهپسند در آمریکا. بر اساس شنیدههای من برای ژاپنیها، موراکامی نویسندهای تراز اول و شاخص نیست.@dastanirani