📚 داستاننویسان و دوستداران داستان 📢ماتیکانداستان را به شیفتگان فرهنگِ ایرانزمین معرفی کنید 📢📢محتوای مطالب، نظر نویسندگان آن است و ممکن است با دیدگاه گردانندگان ماتیکانداستان همسو نباشد. ارتباط با مدیر کانال @vahidhosseiniirani
بدنه ادبیات جدید جهان و علایق ما. محمود حسینی زاد
بدنه ادبیات جدید جهان و علایق ما
محمود حسینی زاد
http://farheekhtegan.ir/newspaper/page/1819/7/59217/0
در اینکه هاروکی موراکامی، داستاننویسی تاثیرگذار بر ادبیات جهان است تردیدی نیست، اما اینکه آثار او، هم به لحاظ قابلیتهای سبکی داستانهایش و هم به خاطر علایق و سلایق مخاطبان ادبیات داستانی در ایران، چقدر میتواند بر ادبیات ما تاثیر بگذارد محل بررسی است.هر چند آثار او را نمیتوان با آثار داستاننویسانی که مدتی در بازار داستانخوانی ایرانیها محبوب بودند مانند ریموند کارور، هاینریش بل، ایتالو کالوینو و حتی ریچارد براتیگان، قابل قیاس دانست، میتوان گفت با توجه به مناسبات برقرار بر نشر کتابهای ادبیات داستانی در ایران، او هم مانند نویسندههای پیشگفته که مدتی روی موج کتابخوانی ایرانیها سوار بودند، مد روز شده است. البته این را باید در نظر گرفت که اینبار تفاوتی عمده در میان است و آن اینکه، موراکامی خلاف دیگر نویسندگانی که مدتی مد کتابخوانی میشوند، به همان مقدار و چهبسا بسیار بیشتر از آنچه در ایران محبوب است تقریبا در همه کشورهای دنیا مخاطب دارد و پرفروش است. مثلاً در آلمان هم برای خرید کتابهای او صف میکشند چنانکه در اغلب نقاط دنیا.من چندان درباره آثار هاروکی موراکامی نمیتوانم صاحبنظر باشم و البته متاسفانه دلیل این امر، شاید مربوط به ترجمههای بدی است که از او خواندهام. البته ادعا نمیکنم که همه ترجمههای فارسی از آثار موراکامی، نامناسب بودهاند، چرا که همان یک ترجمه بد از یکی از نخستین آثار ترجمهشده از او به فارسی باعث شد آثار بعدیاش را چندان نخوانم و به چند مجموعه داستان کوتاهش اکتفا کنم. به نام آن رمان هم اشاره نمیکنم چون ممکن است مترجمش را برنجاند، اما وقتی آن کتاب را میخواندم مدام از خودم میپرسیدم یعنی ممکن است این نثر، نثر موراکامی بوده باشد؟!به هر حال، موراکامی هم مدتی است مانند دیگر داستاننویسانی که در سالهای گذشته موجسوار بازار کتابهای داستانی در ایران بودند، محبوب آنهاست.دلایل این محبوبیت نیز، چندان با محبوبیت نویسندگان پیشین متفاوت نیست؛ همواره ناشران و رسانهها دست به دست هم میدهند تا نویسندهای را به عرض برسانند اما آیا همین دو عامل توانایی این را دارند تا او را همانجا نگه دارند؟ مترجمها نیز، روی همین موجی که ناشران و رسانهها ایجاد میکنند، سراغ از نویسندههایی میگیرند که هم مطرح باشند هم جوابشان را در بازار پس داده باشند، مثل اریک امانوئل اشمیت و یاسمینا رضا در دوره کوتاهی. البته در برخی موارد، جای تعجب هم هست؛ مثلاً به مورد پل آستر دقت کنید: او هیچگاه در آمریکا بدینسان که در ایران به عنوان مهمترین نویسنده آمریکایی زنده مطرح بود، نبوده است. در این شکی نیست که مثلاً برای آمریکاییها فیلیپ راث بسیار مهمتر از پل آستر است، اما کار راث در بازار کتاب ایران هیچگاه نگرفت. داستاننویسانی که در ایران پرطرفدار میشوند طبعاً باب طبع ما مینویسند. ما دوست داریم نویسنده نتیجه کشف رازی را جلوی روی ما بگذارد، مثل حتی پائولو کوئیلو. چرا که ما بیشتر دوست داریم فلسفهای پشت هر قصهای باشد. با همه این اوصاف، بروز پدیده موراکامی در ایران، از برخی لحاظ بسیار مفید است؛ بالاخره نویسندهای محبوب ما شده است که جزء بدنه ادبیات جدید جهان است؛ برای قرن بیستویک. این برای ما که همچنان داستاننویسان دهه اول قرن گذشته چون کافکا و تولستوی را بیشتر میخوانیم، میتواند رهاننده و راهگشا باشد.@dastanirani