‌های_روزمره …راست گفته‌اند «عشق کشک است.» البته وقتی اولین‌بار این حرف را زدند، از این کشک‌های بسته بندی حاضر و آماده که نبوده

#یادداشت‌های_روزمره


راست گفته‌اند "عشق کشک است." البته وقتی اولین‌بار این حرف را زدند، از این کشک‌های بسته بندیِ حاضر و آماده که نبوده. باید کلی می‌گشتی تا کشک درست و حسابی پیدا کنی. اگر کشک خوب گیرت می‌آمد، تازه باید آستین‌ها را بالا می‌زدی...
کشک بوده مثل سنگ، دندان شکن. باید چندین و چند ساعت می‌خواباندی توی آب، تا نم بکشد. بعد می‌رفتی سراغش و توی کشک‌ساب حسابی می‌سابیدی. آن‌قدر می‌سابیدی که حس می‌کردی الان است مچ دستت بشکند. چند مرتبه هم ناخن و سَرِ بندِ انگشتانت گیر می‌کرد به بدنه‌ی زبر و تیز کشک‌ساب، و دلت ضعف می‌رفت. ولی باز می‌سابیدی و می‌سابیدی تا نفست به شماره بیفتد. تازه بعد از این، نوبت صاف کردنِ کشک بود. آن را از الک می‌گذراندی تا اگر شن و ریگ دارد گرفته شود، بعد می‌ریختی‌اش توی یک دستمالِ سفیدِ تمیزِ تمیز که نرمه و خاکش هم صاف شود. آخر سر باید کشک را می‌گذاشتی روی آتش تا جا بیفتد و آب زیادی‌اش بپرد. هر کدام از این کارها را درست انجام نمی‌دادی، کشک، کشکِ به‌دردبخوری نمی‌شد...
حالا چی؟ توی هر بقالی ده‌ها مدل کشت در بسته بندی‌های جورواجور هست که خوب می‌دانی قاطی همه‌شان، کلی آرد و نشاسته و جوهر لیمو دارد. ولی خُب، می‌خری و می‌خوری. هرچه فکر می‌کنم می‌بینم آن وقت‌ها تعریفِ کشک با حالا چه‌قدر تفاوت داشته. درست مثل تعریفِ عشق. هنوز هم "عشق کشک است." اما مرا که می‌شناسی، همیشه‌‌ی خدا از دنیا عقبم. من همان‌طور سنّتی‌وار، همان‌طور قدیمی، عاشقت هستم.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii