اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
اولا: …مادرم میخواد که خواننده مشهوری بشم [اما قلبم ضعیفه و] برای همین باید عمل کنم …
#پاراگراف
اِولا: ...مادرم میخواد که خواننده مشهوری بشم [اما قلبم ضعیفه و] برای همین باید عمل کنم...
رومن: چی میخواین؟
اِولا: من از زنده بودنم به اندازه کافی خوشحالم، برام کافیه. آواز خوندن اونقدر برام مهم نیست. از عمل نگرانم... [شما بهترین جراح قلب کشور هستین و میتونین خیالم رو راحت کنین] خب بهم بگین.
رومن: کاش میتونستم. این نوع عمل فقط بهعنوان آخرین راه حل انجام میشه... وقتی دیگه هیچ راهی نمونده.
اِولا: و من راه دیگهای دارم، درسته؟
رومن: حقیقتش رو بخواید بله، دارین. آواز نخونین.
اِولا: این مشکل کسیه که میخواد. مادرم میخواد همهچیز داشته باشم...
#ده_فرمان/کریستف کیشلوفسکی
برگردان: عرفان ثابتی
@mohsensarkhosh_khatkhatiii