اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
مال.. پس از اولین شب.. زن گفت: «تو خیلی خوبی.»
#مینیمال
پس از اولین شب
زن گفت: "تو خیلی خوبی."
قلبِ مرد گرم شد. دستهای زن را گرفت و به صورت او نگاه کرد. اما در چشمان زن اشک حلقه زده بود. قلب مرد یخ بست. میدانست حالا زن چه میخواهد بگوید. با زن اولش هم همینطور شده بود، آن هم بعد از یک سال دوا درمان. همه چیز را به زن گفته بود، و زن میخواست امتحان کند.
مرد به شب گذشته و تمام داروهای تقویتی لعنت فرستاد. دست زن از میان دستان بیحس مرد بیرون لغزید. زن گفت: "انقدر خوبی که من لایق داشتنت نیستم." و رفت...
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii