اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
😅.. (در اوصاف نگاه دل برانه) …امان و آه و افغان از نگاه دلبرم.. بشنو تا بگویم چه آورد نگاهش بر سرم
#شعر_طنز 😅
(در اوصافِ نگاهِ دل برانه)
امان و آه و افغان از نگاه دلبرم
بشنو تا بگویم چه آورد نگاهش بر سرم
صبح زود رفتم دو تا نانِ سنگک بخرم
برای صرف ناشتایی، نزد بانو ببرم
از بخت بدم، نانوایی آن روز کُنجد نداشت
برایم دو عدد نانِ سنگک ساده گذاشت
شاد و شنگول و خوشحال، رفتم به سوی خانه
تا با عزیزِ مهرَبانم بخوریم صبحانه
همسر خوبم وقتی که نان ها را دید
غرّشی کرد مثل رعد و بر من پَرید
که نمی دانی من نان کُنجدی دوست دارم؟
اَه که از نان سنگک ساده چقدر بیزارم !
از لحن کلامش من سخت برآشفتم
آن چه نمی باید می گفتم را گفتم
که مگر من در این خانه نوکرم یا کُلفَتم ؟
نگاهی کرد که بُرد هم دل و هم جرئتم
از نگاهش مزاجِ آتشینم خاموش شد
آن که تا دیروز شیر بود، ناگهان چون موش شد
این است شکل نگاه های زیبای دل برانه
همان نگاه هایی که روزی بودند عاشقانه
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii