سه‌هفته مجانی.. قاضی سرش را از روی پرونده بلندکرد و به مرد گفت:

سه‌هفته مجانی

قاضی سرش را از روی پرونده بلندکرد و به مرد گفت:
«شما از این خانم شکایت کردید که با مجسمه‌ی دکوری سرتون رو شکسته. درسته؟!»
مرد با سرِ باندپیچی شده و قیافه‌ای حق‌به‌جانب جواب داد:
«بله جناب قاضی. نامه‌ی پزشک‌قانونی گویاست. تازه خودش هم اعتراف می‌کنه.»
قاضی رو به زن کرد و پرسید:
«شما حرفی، دفاعی ندارید خانم؟!»
زن پاسخ داد:
«حرف زیاد دارم اما چه فایده آقای قاضی؟! روز اولی که خواست یک‌ماهه صیغه‌اش بشم بهش گفتم وقتی مریضم دوروبرم نیاد. گفتم عصبی میشم. گفتم نمی‌تونم. اولش قبول کرد... ولی اون‌شب ‌گفت "من پول یک‌ماه کامل رو قراره بدم، چرا یک‌هفته‌ی آخرش باید حروم بشه؟!" حیوون همچین چیزی رو قبول نمی‌کنه ولی قانون...»
قاضی سرش را توی پرونده فروبرده بود و چیزی نمی‌گفت.
دیه‌ی سرِ شکسته‌ی مرد را که حساب کردند، تقریباً با مبلغِ مهریه‌ی زن برای یک‌ماه برابر بود.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii