اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
میدانی نمیدانی؟!.. میدانی عاشقت است
#داستانک
میدانی نمیدانی؟!
میدانی عاشقت است. از همان ابتدا، مدتها پیشاز آنکه تو حتی بفهمی، عاشقت بوده. شاید چون این را میدانی انقدر کجخلقی میکنی و جرّوبحثِ بیخود راه میاندازی. خیالت جمع است که او اگرچه میرنجد، اما نمیتواند ترکت کند.
بیشترِ اوقات سرِ قرارهایت با او نمیروی. در طولِ هفته میگویی کار داری و جمعهها هم بهانه میآوری که اینهفته با دوستانت قرارِ کوهنوردی داری یا میخواهی بروی استخر. میدانی هروقت بروی آغوشِ گرم و لبخندِ مهربان و دستانِ نوازشگرش انتظارت را میکشد.
گاهی میبینی با تلفن همراهت تماس گرفته، اما سرت شلوغ است و فراموش میکنی زنگ بزنی ببینی چهکار داشته. با خودت میگویی حتماً زنگ زده احوالپرسی و ابراز دلتنگی کند، و حرفهای تکراری بزند.
وقتی وسط یک جلسهی مهم چندبار پشتِ سرِ هم زنگ میزند، عصبانی میشوی و پشتِ تلفن به او میتوپی. میدانی از لحن تندت گریهاش میگیرد. میدانی دلش میشکند. میدانی قهر میکند ولی زود میبخشدت. میدانی پیشقدم میشود تا آشتی کند. میدانی؟!
نه!... نمیدانی مادر بدون تو میمیرد.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii