توجه.. خواهرم گفته بود شوهرش حتی نپرسیده نتیجه‌ی آزمایش چه شده است؟!

#داستانک

توجّه

خواهرم گفته بود شوهرش حتی نپرسیده نتیجه‌ی آزمایش چه شده است؟!
به خواهرم فکر می‌کردم; به دنیایی که باهم شناخته بودیم، به چیزهایی که از کودکی یکی‌یکی در کنار هم کشف کرده بودیم، به بازی‌ها و شادی‌های کوچک و مشترکمان، به سرفه‌های خُشکی که این اواخر با خون تَر می‌شد. داشتم به تنهایی و رنج‌های بزرگ او می‌اندیشیدم، که صدای زنم مرا به دنیای واقعی برگرداند.
روبه‌رویم ایستاده بود و درحالی که دست‌هایش را تکان می‌داد، با جیغ‌وداد می‌گفت من اصلاً به او اهمیت نمی‌دهم. چرا که متوجه نشده‌‌ام ابروهایش را از قبل باریک‌تر برداشته است.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii