آنتال‌آباد.. قرار بود برویم آنتالیا ولی جور نشد. بدی کار این بود که به همه گفته بودم

آنتال‌آباد

قرار بود برویم آنتالیا ولی جور نشد. بدیِ کار این بود که به همه گفته بودم. شوهرم گفت: "یک‌جوری ردیفش می‌کنم" و عکسِ دوتا بلیتِ آنتالیا را با اسمِ خودمان درست کرد. من هم فرستادم برای دوست و فامیل. شوهرم گفت: "کافی است چند تا عکس بدون حجاب کنار دریا بگیریم، بقیه را جوری درمی‌آورم که کسی نفهمد."
وقتش که شد موبایل‌ها را گذاشتیم روی حالت پرواز و راه افتادیم. مقصد هم یکی از این روستاهای دِنج که اسمشان به آباد ختم می‌شود. به همه گفته بودیم می‌خواهیم یک مسافرتِ بدون موبایل را تجربه کنیم. سفرِ خوبی بود. روز آخر به شوهرم گفتم برویم چند تا عکس بگیریم. جای پَرتی کنار دریا پیدا کردیم و شوهرم دوربین را جوری تنظیم کرد که بتوانیم عکس دونفره بیندازیم. کمی آن‌طرف‌تر یک چوب در ماسه‌ها فرورفته بود. مانتو را رویش انداختم و شالم را برای این‌که باد نبَرَد به سرِ چوب گره زدم. چندتا عکس گرفتیم و بعد رفتیم دورتر تا با مناظر متنوع، عکس‌های دیگر بگیریم. آفتاب، پوست بازو‌ها و گردنم را نوازش می‌کرد. نسیم خنکی که از روی آب بلند می‌شد، موهایم را به‌بازی گرفته بود و توی یقه و آستین‌های تی‌شرتم می‌پیچید. انگار باورمان شده بود توی آنتالیا هستیم، ژست‌های عاشقانه می‌گرفتیم. شوهرم مرا از پشت بغل می‌کرد و عکس می‌گرفتیم... همدیگر را می‌بوسیدیم و عکس می‌گرفتیم... یک عکس هم گرفتیم که شوهرم مرا روی دوشش سوار کرده بود و هر دو دست‌هایمان را مثل دوتا پرنده درحال پرواز گشوده بودیم. همان‌طور که روی دوش شوهرم بودم، شروع کرد به دویدن. من دست‌هایم همچنان باز بود و جیغ می‌کشیدم. بعد آن‌قدر چرخید تا سرمان گیج رفت و ولو شدیم روی ماسه‌ها. می‌خواستم سرم را بگذارم روی سینه‌اش و بگویم خیلی خوش گذشت، که صدای همهمه‌ای شنیدیم. نشستیم و دیدیم عده‌ای بالای تخته‌سنگ‌ها ایستاده‌اند به تماشا. یکی گفت "خاک بر سر بی‌غیرتش." دیگری شعار "مرگ بر بی‌حجاب" سر داد. بیشترشان هم در سکوت داشتند با موبایل فیلم می‌گرفتند. هول کرده بودم. می‌خواستم سریع بروم لباس‌هایم را بردارم، که دیدم چوبِ حاملِ مانتو و شالم دارد بر فرازِ شانه‌هایِ یک مأمور پلیس به سمتم می‌آید.
شالم مثل پرچمی که باد در آن افتاده باشد، سرِ چوب می‌رقصید.
توی کلانتری همه‌اش به این فکر می‌کردم که اگر فیلم‌ها پخش شود و برسد به دست دوست و فامیل، آنتالیا را چه‌کار کنم؟!


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii