اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
#شکوایههر آدمی حق دارد برای خودش گوشه دنجی داشته باشد که وقتی از دنیا و این همه بیعدالتی و پلشتی خ
#شکوایه
هر آدمی حق دارد برای خودش گوشه دنجی داشته باشد که وقتی از دنیا و این همه بیعدالتی و پلشتی خسته شد، وقتی از دویدن و نرسیدن امانش برید، وقتی درجه سیاهی شیشه عینکش انقدر بالا رفت که حتی زل زدن مستقیم به خودشید هم نوری بر وجودش نتاباند، برود و بچپد توی آن گوشه دنج تا نفسی تازه کند. تا تمام صورتکهایی که به جبر سرنوشت بر چهره نهاده برای چندی پرت کند کنار و بگذارد صورت تکیده و چروکیدهاش هوایی بخورد.
گوشه دنج یک نفر میشود پیک مشروب و دیگری بساط منقل و بافور. یکی ننگ بودنش را به نالههای همآغوشی فراموش میکند و کس دیگر میرود سفر خارج کشور.
یک عده هم مثل من تنها کاری که برای گریزی هرچند کوتاه از پوچی افعال روزمره یاد دارند این است که سرشان را بکنند توی کتابی، یا اینکه تمام دنیا را خلاصه کنند در یک برگ کاغذ کاهی و یک خودکار بیک ناقابل. و با همین دو ابزار ساده شروع کنند به تراشیدن جهانی که "هست"، تا برسند به سفیدی استخوانش، و بعد بر روی این اسکلت عریان "جهانی که باید باشد" را از نو برای خودشان بنا کنند.
این لاک تنهایی ما، این گوشه دنج ما، به خدا برایمان عزیز است. لااقل به اندازه پیک مشروب و سیخ تریاک و هرزهای هرجایی هم که شده، به آن احترام بگذارید. بگذارید یک نفس هم شده خودمان باشیم.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii