‌های_روزمره.. آگهی ترحیم روی زمین افتاده بود

#یادداشت‌های_روزمره

آگهی ترحیم روی زمین افتاده بود. راستش هنوز هم مثل وقتی تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته‌ بودم، دوست دارم این‌جور چیزها را از زمین بردارم و بخوانم. برش داشتم. مربوط می‌شد به آگهی فوت فردی میان‌سال. همه‌چیزش درست شبیه هزاران آگهی ترحیمی بود که قبلاً دیده بودم. اما جمله‌ی کوتاهی از قول همسرِ متوفّی زیر عکس چاپ شده بود که نگاهم را گرفت، طوری که وسط خیابان ایستادم و نمی‌توانستم چشم از آن برگه بردارم. مشخص بود از جمله‌ها و اشعار عامیانه‌ای نیست که موقع سفارش آگهی، پیش رویت می‌گذارند تا انتخاب کنی. نوشته بود: «از رفتنت پریشانم و دل‌خون، ولی دل‌خوش که پشیمان نیستم. چون تا بودی با تمام توان دوستت داشتم.»
گرچه تنم از غم این آدم لرزید، اما دلم لبریز شد از عشق. از خودم ‌پرسیدم « چند نفر می‌توانند حقیقتاً چنین ادعای بزرگی بکنند؟!»

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii