زمانه

#داستانک

زمانه

خوب شد با اولین جیغم گورش را گم کرد، وگرنه شاید شوهرم بلایی سرش می‌آورد و توی دردسر می‌افتادیم. زمانه‌ بدی شده. زنی جوان و تنها، نیمه‌شب، کنار خیابانی تاریک و خلوت... ماشینِ پنچر و انتظارِ انسانیت. مردک با ماشین خارجی‌اش اول کمک کرد و زاپاس را جا انداخت، اما بعد دیدم دارد از حدش تجاوز می‌کند. آخر معمولاً با تشکری گرم و فوقش گرفتن شماره تلفن کار تمام است. فقط امیدوارم شوهرم چیز دندان‌گیری که ارزش کمی مالیده شدن را داشته باشد از توی ماشینش پیدا کرده باشد.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii