نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟. زخمی‌ام زخمی سراپا می‌شناسیدم.. با شما طی کرده‌ام راه درازی را

نامِ من عشق است آیا می‌شناسیدم؟
زخمی‌ام زخمی سراپا می‌شناسیدم

با شما طی کرده‌ام راه درازی را
خسته هستم خسته آیا می‌شناسیدم؟

راهِ ششصدساله‌ای از دفترِ «حافظ»
تا غزل‌هایِ شماها می‌شناسیدم

این زمانم گرچه ابرِ تیره پوشیده است
من همان خورشیدم اما می‌شناسیدم

پایِ رَه‌وارش شکسته سنگ‌لاخِ دهر
اینک این افتاده از پا می‌شناسیدم

می‌شناسد چشم‌هایم چهره‌هاتان را
هم‌چنانی که شماها می‌شناسیدم

این‌چنین بیگانه از من رو مگردانید
دَر مبندیم به حاشا، می‌شناسیدم

من همان دَریایتان اِی رَه‌روانِ عشق
رودهایِ رو به دریا می‌شناسیدم

اصل من بودم بهانه بود و فرعی بود
عشقِ «قیس» و حُسنِ «لیلا» می‌شناسیدم

در کفِ «فرهاد» تیشه من نهادم، من
من بُریدم «بیستون» را می‌شناسیدم

مَسخ کرده چهره‌ام را گرچه این ایام
با همین دیدار حتی می‌شناسیدم

من همانم آشنایِ سال‌هایِ دور
رفته‌ام از یادتان یا می‌شناسیدم؟

#حسین_منزوی
@mohsensarkhosh_khatkhatiii