گله‌ی دلتنگی هایم. این گوسپندان‌گر بی شیر استخوانی. ولو در دشت بی آب و علف

گلّه ی دلتنگی هایم
این گوسپندان گَرِ بی شیرِ استخوانی
وِلو در دشت بی آب و علف
خاطره ی سبزِ چریدن را
در کلّه های کِرم گذاشته شان
نشخوار کنانند.

و من
چوپان پا شکسته ی سگ مُرده
دلم را می نوازم به آواز حزین
در نِی اشعار بی وزن و ردیف
برای گوش های بلند خاکستری رنگی که نیست
که نمی‌آید
که هرگز نبوده.

دلم حمله ی دلیرانه ی ماده گرگی آرزو دارد.



#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii