بیماری روانی.. روان‌کاو تشخیص داد همسر آقای دکتر دچار «توهم ناشی از وسواس» شده است

#داستانک

بیماریِ روانی

روان‌کاو تشخیص داد همسرِ آقای دکتر دچار "توهّمِ ناشی از وسواس" شده است. ریشه‌ی وسواسِ فکری‌اش این بود که خیال می‌کرد شوهرش مدام خیانت می‌کند و با زنان بسیاری رابطه دارد. روان‌کاو به او گفت ابتدا باید باور کند بیمار است و مشکل دارد، سپس به روان‌درمانی بپردازد.
جلسات اول، زن مقاومت می‌کرد و نمی‌خواست قبول کند. دائم تکرار می‌کرد با چشم‌های خودش همه‌چیز را دیده است. اما روان‌کاوِ باتجربه، بعداز چند جلسه با مستندات علمی او را متقاعد کرد که دیدن این تصاویر نشانه‌ی پیشرفت بیماری و وارد شدنش به مرحله‌ی خطرناکی از روان‌رنجوری است. مرحله‌ای که اگر کنترل و درمان نشود ممکن است به "مالیخولیا" بینجامد. او مقاومتِ زن دربرابرِ پذیرشِ واقعیت را به‌عنوان بخشی از مراحل درمان تلقی می‌کرد و می‌گفت طبیعی است.
همسرِ آقای دکتر کم‌کم مشکلش را قبول کرد و خودش را به‌ دستِ تداعیِ آزاد و هیپنوتیزم و مصرف داروها سپُرد. در جلسات بعدی گرچه حالش بسیار بهتر بود اما هنوز به‌شکل مبهمی به‌یاد می‌آورد که روزی یا شبی برای کاری که نمی‌دانست چه بوده به جایی رفته و شوهرش را با زنی ناشناس دیده که سرتاپا برهنه مشغول بودند. دیگر مثل اوایلِ درمان خیال نمی‌کرد این تصویر را در واقعیت دیده و بعد غش کرده و روی زمین افتاده است. و وقتی به‌هوش آمده در مطبِ روان‌کاو بوده. او به‌کمک روان‌کاو داشت موفق می‌شد این فکرِ بیمارگونه و تصاویر مربوط به آن را از ذهنش پاک کند. روان‌کاو حقیقتاً کمک بزرگی به او و شوهرش کرده بود. کمکی که زندگیِ درشرفِ نابودی آن‌ها را نجات داد. برای همین پول خوبی از آقای دکتر می‌گرفت; علاوه بر هزینه‌های معمولِ جلسات روان‌درمانی، مبلغ قابل‌توجهی دریافت می‌کرد تا به بیمارش نگوید پس‌از غش کردنِ او در مطبِ شوهرش، زنِ برهنه به سرعت لباس پوشیده و رفته. و آقای دکتر با هم‌پیاله‌ی قدیمی‌اش که روان‌کاوی خوانده بود تماس گرفته است.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii