اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
نیاز.. هوا را با تمام حجم ریه به داخل کشیدم. نفس را ثانیهای نگه داشتم و سپس:
نیاز
هوا را با تمام حجم ریه به داخل کشیدم. نفس را ثانیهای نگه داشتم و سپس:
_دوستت دارم...
فوری جواب داد:
_دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم...
چشمها را بستم. لبخند زدم. کفِ دستها را ضربدری روی پهلوها گذاشتم و آرام، بالا و پایین بُردم. چه لذتی داشت شنیدن مداوم این کلمهی جادویی. بیهوده این همه سال آن را به قلبهای سنگی گفته و پاسخی نشنیده بودم، بهجز گاهی یک "خیلی ممنون."
باد میآمد. احساس میکردم غمهایم با باد دور شده و هر دَم سبکتر میشوم. روی علفها و خاک دراز کشیدم. نور خورشید نوازشم میکرد. دلم میخواست باز آن کلمات را بشنوم. عطشِ شنیدنش را داشتم. همانجور درازکش سرم را بالا آوردم، و رو به کوهِ سنگی گفتم:
دوستت دارم...
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii