اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
زمانی که برای ورود به هنرکده پذیرفته شدم، از فرط شادمانی سر از پا نمیشناختم
#پاراگراف
زمانی که برای ورود به هنرکده پذیرفته شدم، از فرط شادمانی سر از پا نمیشناختم. تشنهای را میمانستم که به چشمه آب زلالی رسیده باشد... آنگاه که در آتش اشتیاق به هنر میسوختم، به کارگاه میرفتم تا به رویایی که داشتم شکل بخشم، اما به من امر میشد چیزی دیگری جز آنچه میخواستم بسازم. استاد میگفت: «هنرها نیز مانند حروف الفبا، قواعد و مقرراتی برای خود دارند، و اگر کسی خلاف آن عمل کند لعن و نفرین میشود. برای هر چیز سرمشقی وجود دارد که اگر کسی از آن منحرف شود، هیچگاه هنرمند نخواهد شد...»
من هم از خودم پرسیدم "چرا؟" بارها پرسیدهام "چرا؟" به همین دلیل است که حالا با پیشانیِ بادکرده در میکده نشستهام.
#میکا_والتاری
از کتاب #سینوحه
@mohsensarkhosh_khatkhatiii