شاید هم ….. شاید سارق بانک و طلا‌فروشی بود

#داستانک

شاید هم ...

شاید سارق بانک و طلا‌فروشی بود. شاید آدم کشته بود. شاید به زن یا دختری تجاوز کرده بود. شاید بچه‌ای را گروگان گرفته بود. شاید قاچاقچی‌ای بود که سبب فروپاشی هزاران خانواده شده بود. شاید کلاهبرداری بود که جهیزیه عروسان بی‌بضاعت و پول بچه‌های یتیم را بالا می‌کشید. شاید شرور و زورگیر بود.
شاید هم نه!
هرچه بود، نمی‌دانم چرا؟ وقتی پلیس بعد از چند فرمان ایست و شلیک تیرهای هوایی، در آن نیمه‌شب بارانی اسلحه را به سمتش نشانه گرفت و شلیک کرد، من و تمام بچه‌هایی که از پنجره خوابگاه صحنه را می‌دیدیم، وقتی او دوان‌دوان رفت و در دل تاریکی ناپدید شد، با هم نفس راحت و بلندی کشیدیم و گفتیم: "خدا‌ رو شکر."

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii