جشن تولد …چهارسال گذشته را فقط به امید رسیدن به امشب تحمل کردم. از فردا دیگر آزاد آزاد هستم

#داستانک

جشن تولد


چهارسالِ گذشته را فقط به امید رسیدن به امشب تحمل کردم. از فردا دیگر آزاد آزاد هستم. اول می‌خواستم قبل‌از رفتن برایشان یادداشت بگذارم. برای پدر بنویسم خوب در این چهارسال فقط سرِ لجبازی با مادر، مرا به زورِ قانون پیش خودت نگه داشتی. برای زنش هم بنویسم دیگر تمام شد کُلفَت مفت‌ومجانی. خیلی چیزها می‌خواستم بنویسم، اما فکر بهتری به سرم زد. صبح که بیدار شوند و کیک تولدم را با هجده شمع رویش ببینند، و هرچه بگردند مرا پیدا نکنند، خودشان حساب همه‌چیز دستشان می‌آید.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii