من [در میهمانی اعیانی شما] نشسته بودم و همه شما را نگاه می‌کردم

#پاراگراف

من [در میهمانی اعیانی شما] نشسته بودم و همه شما را نگاه می‌کردم. همه‌اش اوقاتتان تلخ بود و با هم بگومگو می‌کردید. با خودم می‌گفتم "عجب آدم‌هایی هستند، دورِ هم جمع می‌شوند و بگوبخند بلد نیستند. این همه ثروت دارند اما نشاط در دلشان نیست." وای که دلم به هم می‌خورد. من دلم برای هیچ کس نمی‌سوزد، فقط برای خودم [که مجبور بودم آنجا باشم] غصه می‌خوردم.

#فیودور_داستایفسکی
از کتاب #شیاطین
@mohsensarkhosh_khatkhatiii