عشق یعنی ….. آینه قدی را شکست. سفره را کشید و تمام ظروف پر از غذا را چپه کرد

عشق یعنی ...

آینه قدی را شکست. سفره را کشید و تمام ظروف پُر از غذا را چپه کرد. لیوان را به صفحه تلویزیون کوبید. عینکم را زیر پا له کرد. موبایلم را از پنجره طبقه چهارم به بیرون پرتاب کرد. بهترین کتابم، و نوشته‌های خودم که سال‌ها نگه‌شان داشته بودم را تکه‌پاره کرد. وقتی خواب بودم با لگد جوری به صورتم کوبید که خون از بینی‌ام سرازیر شد. گونه‌ام را چنان چنگ زد که پوست و گوشتم زیر ناخنش ماند. خیلی کار‌های دیگر هم کرد، چیز‌هایی در همین حد وحشیانه و بی‌رحمانه. درست مثل یک جنایتکارِ مسئول شکنجه. اما این خیلی عجیب است که با آن زبان شیرین، فقط کافی‌ است بگوید بابا جان، تا تمام این جنایات شکل رویا به خود بگیرند.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii