اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
….. ممکن است در ایمانم خللی باشد، اما هرگز نمیگویم که خدا را باید تیرباران کرد
#پاراگراف
...ممکن است در ایمانم خللی باشد، اما هرگز نمیگویم که خدا را باید تیرباران کرد. من از همان جوانی به خدا فکر میکردم... نصفشب از خواب میپریدم و جلو شمایل مقدس زانو میزدم و صلیب میکشیدم که خدا رحم کند و به من ایمان عطا کند. چون حتی در همان حال هم در ته دلم نمیدانستم که خدا هست یا نیست، و این فکر سخت عذابم میداد. البته صبح که میشد فکرم از این چیزها منحرف میشد و عاقبت متوجه شدم که به طور کلی وقتی هوا روشن شد ایمان از دل میرود!!
#فیودور_داستایفسکی
از کتاب #شیاطین
@mohsensarkhosh_khatkhatiii